مناظره

بسم الله الرحمن الرحیم 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا و توفنا مسلما و الحقنا بالصالحین

در یکی از کامنت های این یادداشت آمده است برادر عزیزمان در وبلاگ فکر روشن پس از روز اربعین ناپدید شده اند.؟؟!!!!!

ضمن آرزو برای سلامتی برای این برادر عزیزمان و توفیقی دیگر برای مباحثه؛ از درگاه حضرت احدیت خواستاریم  بار دیگر ایشان را در کنار یاران وبلاگ نویس مشغول به نوشتن ببینیم تا اگر قرار است توفیقی شامل حالمان شده و شهد شیرین شهادت نصیبمان گردد ؛ با منطقی کودکانه از این فیض عظیم محروم نگردیم.

 

با تمام وجود برای سلامتی این برادر عزیز دعا می کنیم.

 

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٢٤
تگ ها : مناظره

پاسخ وبلاگ فکر روشن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الاول بلا اول کان قبله و الاخر بلا آخر یکون بعده الذی قصرت عن رویته ابصار الناظرین و عجزت عن نعته اوهام الواصفین و هو فوق ما یصفه الواصفون

الصلاه و السلام علی حقیقة وجه الاتم و العارف بما فی اللوح و القلم و الواقف علی جمیع السیاسات و الحکم الذی اسمه فی السماء احمد و فی الارض بابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی وصیه و وزیره ، الخاص باخوته ، الشهاب الثاقب و الهزبر السالب ، اسد الله الغالب ، علی بن ابیطالب و علی اهل بیته المعصومین الذین اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا و اللعن الدائم علی اعدائهم و منکری فضائلهم من الان الی قیام یوم الدین آمین

   

     اللهم صل علی محمد و آل محمد و اخرجنا من ظلمات الوهم و اکرمنا بنور الفهم   

 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

 

إن الشیطان إذا سمع منادیا  ینادی یا محمد و یا علی یذوب کما یذوب الرصاص

 

« همانا هرگاه شیطان می شنود کسی می گوید یا محمد و یا علی از شنیدن ایندو اسم

 

مانند سرب آب می شود»

 

عرایضم را با حدیثی درباره ی رسول اکرم و وصی بر حقش امیر المومنین ، اسد الله الغالب ، علی بن ابیطالب ؛ شروع کردم چرا که رسول اکرم بارها و بارها فرمودند :

 

                        عنوان صحیفة المومن حب علی بن ابیطالب

پس با نام مبارک حضراتشان شروع می کنم  و درود بی پایان می فرستم بر محمد ، رسول امین و بر نفس حضرتش آقا علی بن ابیطالب و اهل بیت کریمش و اعتراف می دارم که :

 

               بکم یسلک الی الرضوان و علی من جحد ولایتکم غضب الرحمن

و امیدوارم که در  زمره ی دوستان این خاندان باشم و لحظه ای بین من و این خاندان جدائی نیفتد و سپاس می گویم حضرت حق را  که:

                           جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین

 

و اما بعد !

 در جواب به برادر عزیزم در وبلاگ فکر روشن!

 

از خداوند برای خود و شما عقلی سلیم و تفقه در دین مسئلت میکنم . باشد که از پیروان حقیقی دین مبین اسلام باشیم.

عرایضی مختصر در پاسخ به فرمایشات حضرتعالی تقدیم میگردد ، امیدوارم تاریکی جهل و تعصب را کنار گذاشته با دیدی باز بدون قرار گرفتن در معرض تهمتهائی که به شیعیان زده می شود ؛ به عرایضم گوش فرا دهید .

 

 

1 : قاعده ی عقل سلیم و منطق اینست که در عقاید هر قوم و ملتی اگر بخواهند قضاوت کنند  از روی اقوال و یا افعال افراد بی سواد قضاوت نمی کنند بلکه بررسی کامل در قوانین آن قوم و کتب معتبر آنها باید نمود .

و اگر افرادی در پی تعلیم و تعلم وظایف دینی نروند و مطابق شریعت مبین بر  وظایف خود عمل نکنند ؛ نقصی به اصل آن عقیده  و دستور وارد نیست .

 

اگر شما گوشه ای از کتب معتبر فقهی شیعه که در دسترس عموم قرار دارد را می خواندید متوجه می شدید که تهمتی  بزرگ ( عمدا یا سهوا ) به شیعیان زده اید . در کتب معتبر فقهی شیعه که شالوده ی آنها در قالب رساله های عملیه ی  علما آمده است غلات و غلو کنندگان در باره ی اهل بیت را کافر و نجس میداند .اما اینکه شما  به خاطر گفتن کلمه ای  مثل یا علی و یا محمد شیعه را کافر بدانید نمی دانم چگونه استنتاج نموده اید .

برای اینکه کمی  از پوسته ی تعصبی که دارید بیرون آمده و متوجه عمل زشت خود شوید لازم میدانم انواع شرک را مختصرا تشریح کنم تا بگوئید و ما هم بدانیم چگونه کافر و مشرک هستیم.

 

انواع شرک :

 

انواع شرک بدودسته  شرک خفی و شرک جلی تقسیم میگردد که خود این دو قسم انواع مختلفی دارند .

 

تعریف شرک جلی :

 

آدمی شریکی برای خدای متعال در ذات ، صفات ، افعال و یا عبادات قرار دهد.

تعریف شرک خفی :

 

آدمی به ظاهر شریکی برای خدای متعال قرار نمی دهد اما اعمال و رفتارش  خفیا شرک محسوب می گردد و آن شرک در  اعمال و ریا در طاعات و عبادات می باشد .

 

هر کدام از این دو نوع شرک همانگونه که در تعاریفشان آمد اقسامی دارند که مختصر ذکر می گردد.

1:شرک در ذات :

آنست که در مرتبه الوهیت و ذات احدیت حق تعالی شریک قرار دهد  ومعترف باشد به آن مثل بت برستان و انان که که به ثنویت قائل هستند و نیز مانند مسیحیان که ذات احدیت را به سه قسمت اب و ابن و روح القدس تقسیم نموده اند

2 :شرک در صفات :

آنست که صفات حضرت حق را زائد بر ذات باریتعالی دانسته و انها را قدیم بدانند  مانند اشعریه که صفات حق را زائد بر ذات باریتعالی می دانند. پس هر کس خداوند را به صفاتش وصف کند  و آن صفات را عین ذات حق تعالی نداند مشرک است

 

 3 : شرک در افعال :

آنست که خدا را در معنی و حقیقت ، واحد بالذات ندانند. به این معنی که فرد یا افرادی از مخلوقات را موثر در افعال و تدابیر الهیه بدانند و یا آنکه امور را بعد از خلقت واگذار شده به خلق می دانند . مانند  مشرکین غلو کننده که  قائلند خداوند تفویض امر نموده به امامان .

4 : شرک در عبادات : 

 

که در لسان روایات به شرک اصغر معروف می باشد

آنست که موقع عبادت توجه ظاهر و یا نیت باطن را بغیر حق کند .که در این صورت نیت  در حین عمل برای غیر خدا شرک است .

 

5 : شرک در اسباب  :

آنست که موثر در عالم را اسباب بدانند مثل اینکه خورشید یا ماه یا ستارگان را  بدون توجه به موثر اصلی ( خداوند) در امور این دنیا موثر بدانند. ولی اگر نظرش نظر سبب و اسباب باشد به این نیت که لا موثر فی الوجود الا الله  مانعی ندارد و شرک نمی باشد.

 

 با توجه به مقدمات فوق ، شما را بخدا بگوئید کدامیک از اقسام شرک با گفتن یک یا محمد  نصیب شیعه می شود ؟؟!!

مگر گفتن یک یا علی  کفر محسوب می شود ؟

چطور گفتن نام پیامبر را شرک نمی دانید اما گفتن نام وصی رسول اکرم که طبق نص صریح قرآن طبق اجماع امت در آیه مباهله نفس رسول اکرم است ؛ شرک محسوب میشود .

طبق روایات متواتری که از پیامبر اکرم از طریق  شیعه وارد شده است گفتن یا علی عبادت است و همانطور که در حدیث مطلع خواندید گفتن یا علی و یا محمد شیطان را همچون سرب ذوب می کند .

آری باید هم شیطان  از شنیدن نام پیامبر آب شود چون پیامبر بود که بساط کفر را از زمین چید .

آری !

علی بود که پیامبر یک ضربت او را در روز خندق برتر از عبادت جن و انس دانست .پس چرا شیطان از شنیدن نام علی  لرزه بر اندامش نیفتد؟؟

مگر مبارزه با دشمن انسانیت، مبارزه با شیطان ، عملی عبادی محسوب نمی شود ..مگر بردن نام پیامبر که شیطان را ذوب می کند  اشکالی دارد ؟؟

مسلما که چنین نیست.....

حدیثی که در مطلع عرایضم خدمتتان مطرح کردم  در کتب معتبر اهل سنت  نقل شده است به غیر از منابع بسیار معتبر شیعی  اما چه کنم که شما می خواهید با نشنیدن حرف شیعه ، فقط حرفهای خودتان را بزنید و  پیاپی بگوئید شیعه چون یا علی  و یا محمد می گوید ، کافر است !!

در حدیث صحیح دیگری از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمده است:

 

ان حلقة باب الجنة من یاقوت الحمراء إذا دقت طنت و قالت فی طنینها یا علی

 

براستی حلقه ی در بهشت از یاقوت سرخ می باشد ،هگامیکه کوبیده می شود در طنین صدایش می گوید : یا علی

 

نمی دانم شاید گفتن احادیث را هم بحث تاریخی بدانید و آنرا قبول نکنید اما این حدیث از احادیث صحیحه ای می باشد که در کتب معتبر علمای شما ثبت است و هیچ منافاتی با قران ندارد که بقول شما بخواهد به دیوار کوبیده شود .

خدائی که سرشت مخلوقات را با حب علی بن ابیطالب اجین  کرده است  ما را اینگونه قرار داده است .

 آری اینجاست که حدیث دیگر رسول اکرم در ذهنم تداعی می کند که  فرمودند : ذکر علی عبادت است .

به قصد قربت یا محمد و یا علی گفتن شیرازه ی دستگاه شیاطین را زیر و زبر می کند. اگر شما که می گوئید روایت معتبری هست  که کوه ها از شنیدن نام علی به سجده می افتند و اگر بردن نام علی این همه عظمت دارد پس چرا ما غافل از گفتن نام علی باشیم.

برادرم!

ذره ای تعصب کودکانه را کنار گذاشته و به حرفهای خودتان دقت کنید .چگونه عظمت مولای متقیان را قبول می کنید اما از بردن و شنیدن نامش وحشت دارید که مبادا مشرک شوید ؟؟؟

چکونه و با کدام قسم  از اقسام شرک؛ گفتن جمله ی دست علی بهمراهت شیعه را مشرک می کند . مگر آنکس که می گوید دست علی بهمراهت (نعوذ بالله ) علی را خدا و موثر در وجود می داند؟!

خیر برادرم اینگونه نیست که شما فکر می کنید .

همین قدر برای افکار آگاه و بیدار کفایت می کند در اینکه گفتن یا محمد و یا علی که از اسما اعظم الهی نیز هستند ، برای احدی ایجاد شرک نمی کند  . افلا تدبرون؟!

 اما در مورد اشعار و کلامی هم که در حد ائمه معصومین غلو نماید مورد تنفر و بیزاری شیعه است و سرایندگان از غلات مورد لعن و نفرین شیعه هستند و ما آنها را کافر دانسته و حسابشان را از شیعه  جدا می دانیم .

بهتر است بجای اینکه بدون مطالعه ی کتب فقهی شیعه تهمت می زنید ؛ اول کتب معتبر شیعه را بخوانید تا باعث شرمساری و سر افکندگیتان نشود و بعد اگر دیدید که یکی از علمای ما عقیده ای مثل عقاید غلات داشت ؛ آنوقت فریاد سر دهید که : نمی دانم بخندم یا گریه کنم

 

2 : دامنه ی بحث تاریخی را مشخص کنید و بگوئید کجا را قبول داشته و کجا را قبول  ندارید ؟؟

 

اگر  تاریخ را قبول ندارید پس چرا به آن استشهاد می کنید و از تاریخ مثال می آورید؟

هرکجا که بنفع شما باشد قبول و هر جا که بر علیه شما باشد قبول نمی کنید ؟

لطفا محدوده ی بحث تاریخی را مشخص کنید .

در جائی از فرمایشاتتان فرموده اید:

 

من ميتوانم در ذكر فضايل گل سرخ محمد(ص)‌-عايشه(رض)-ساعتها و صفحه ها قلم فرسايی كنم!

مطالبی كه شما از كتاب موطا نقل كرده ايد برای من هيج ارزشی ندارد چون صحت آن با استناد به قرآن كريم باطل است.شما نيز بجای اينكه به مادر خود و مومنان تهمت به اين بزرگی بزنيد قرآن بخوانيد.

 

قبول ...چشم ...قران می خوانیم  اما یک سوال دارم  و انهم آیه ای از قران مجید است :

 

مگر در قران خطاب به زنان پیامبر و امهات المومنین  نیامده است :

       وقرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی

چرا ام المومنین بر خلاف دستور قران عمل کرد و بر وصی رسول خدا خروج نمود

آیا کتاب های علمای خودتان را نخوانده اید آنجا که امام غزالی از متعصبین اهل تسنن و یا ابن اعثم کوفی  عایشه را متمرد از امر حضرت حق و رسول اکرم دانسته اند .

کدام لکه ننگی بزرگتر از تمرد امر خدا و رسولش برای آدمی وجود دارد .

آیا صحصح مسلم را نخوانده اید آنجا که قول ام المومنین سوده را بیان میکند و میگوید:

 

از سوده پرسیده شد چرا حج و عمره بجا نمی آوری و از این فیض عظیم همه ساله محرومی ؟؟

سوده در پاسخ کفت :

یکبار حج بر من واجب بود که بجا آوردم  و از این پس متابعت امر خدا و رسولش را میکنم  که فرموده : و قرن فی بیوتکن و ..

و قصد دارم ازین پس نیز از حجره ای که رسول خدا مرا در آن نشانده پا فراتر نگذارم تا بمیرم و ...

و سوده همین گونه عمل کرد تا مرد .

مگر امهات المومنین  جز حضرت خدیجه  علیها آلاف و التحیة و الثتاء  برای ما فرقی دارند پس چطور شما در میان امهات المومنین به عایشه چسبیده اید ؟

هر فضیلتی که بخواهید برای ام المئمنین عایشه بیاورید حدیث است اما این آیه ای از آیات قران است که  که مخالفت صریح عایشه را علنی  مخالف قران نشان میدهد .

پس به فکر احادیث ساختگی در بیان فضائل ام المومنین نباشید و مثل شیعه بی طرف باشید

آری احترام به ام المومنین عایشه نه از باب دختر خلیفه بودن است بلکه بخاطر  آنست که زوجه ی رسول اکرم بوده و باز در قران  خطاب به همه ی همسران رسول اکرم آمده است :

یا نسا النبی لستن کاحد من النسا ان اتقین

برادرم ! فضیلت امهات المومنین به تقوای آنهاست اما آیا شما مخالفت با آیه ی قران را تقوی می دانید؟؟

مسلما هر قدر قلم فرسائی کنید ننگ مخالفت با آیه ی قرآن را نتوانید بپوشانید مگر اینکه بخواهید قرآن را حذف کنید

که این هم از افراد متعصب بعید نیست که چنین بکنند . پس شما هم  تقوی پیشه کن تا در پیشگاه حضرت حق شرمنده نباشی ..

 از علمای بزرگتان در ذم جناب عایشه سخنان بسیاری آمده است؛ نقل میکنم .نمی دانم اینها را هم جزو بحث تاریخی می دانید یا نه اما در بیان این اقوال روی صحبتم فقط با شما نیست بلکه با همه ی آنانست که فکری روشن دارند و اهل شعار نیستند.

 

امام غزالی در ج دوم احیا العلوم ص 135 باب سوم  کتاب آداب النکاح چندین خبر در مذمت ام المومنین عایشه نقل نموده است .همچنین متقی هندی در کنز العمال ج 7 ص 116  و برخی علمای دیگر از بزرگان اهل تسنن همچون ابو یعلی در مسند خویش و  ابوالشیخ  در کتاب امثال آورده اند

 

و آن اینست که عایشه بارها به پیامبر گفت:

ا انت الذی تزعم انک نبی الله ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

 

آری تو فکر می کنی آيا واقعا پیامبر خدا هستی  ؟؟!!

 

که حتی وقتی ابوبکر این کلام را شنید به سختی به صورت دخترش زد که خون بر جامه اش سرازیر شد .

 

وای بر من !

ای کاش زنده نبودم و نمی شنیدم که  به رسول اکرم که اشرف المخلوق است چنین اهانتی شده است ...

 

برادر من تعصب تا چه حدی حجاب بر جانت شده  که ترس داری از قبول اینگونه روایات؟!!

باور کن منهم به خاطر دفاع یا کوبیدن کسی نیست که این ها را میگویم بلکه دلم به حالت می سوزد که چنین بی خبری .

به من می گوئی :

تو و امثال تو گناهی ندارید!گناه تو با كسی است كه پای منبرش نشسته ای.

 

ولی من می گویم  : در حرفهایم فقط از کتب معتبر شما  سند و دلیل می آورم  و پای منبر کسی نشسته ام .

اگر اشتباه است پس دور بریز این کتبی که خودت قبولشان نداری

بخدا قسم در همین صحیح بخاری ضد و نقیض بسیار است  اگر ذره ای تامل داشته باشی  متوجه میشوی که من راست می گویم .

اگر من را هم برادر واقعی خود بدانی و بدانی که من قصد متهم کردنت را ندارم شاید قبول کنی .

نمی دانم !

متحیرم !  امید وارم خدا ما را به راه راست هدایت فرماید.

 

3 : نمی دانم تا چه حدی با  ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آشنا هستی ؟

اصلا مهدی را قبول داری یا نه؟

اگر مهدی را قبول نداری به این وبلاگ برادر اهل سنتمان  بنام  جایگاه تبادل اندیشه بین اهل سنت و شیعه سر بزن  تا  با مهدی  از دیدگاه اهل سنت آشنا شوی

 

در حکومت عدل مهدی همانگونه که در کتب معتبر شما آمده است آنچنان عدلی در سراسر مملکت اسلامی برپا می شود که به هیچ موجودی ابدا ظلم نمی شود .

مهدی فرزند علیست و حکومتش تمهیدیست برای رجعت علی ( می دانم که رجعت را قبول نداری ) اما  آیا چگونه مهدی می تواند چونان  حکومتی  برپا سازد اما جد بزرگوارش نتوانسته باشد و چنین چیزی محال باشد .

اگر مهدی علیه السلام می تواند مسلما جد بزرگوارش نیز می توانسته

اما این چه ربطی به غصب خلافت دارد ؟؟

وقتی خلافت غصب گردید و اسلام ناب  تعطیل شد  افرادی مثل معاویه و فرزند سگ بازش متولی امور مسلمین شدند و بنی امیه تا می توانستند ظلمها روا داشتند و امامان شیعه هم یک یک به دست این کفار به شهادت می رسیدند ؛ کجا فرصت ماند برای پرورش اسلام .؟؟!!

اگر جنابان ابوبکر و عمر که خودشان بارها و بارها به علم مولی الموالی  گواهی داده و نادانی خود را ابراز داشته اند (( مثل بیان این جمله که : کلکم افقه منی حتی المخدرات و یا عبارت لو لا علی لهلک عمر )) اجازه میدادنند تا اسلام ناب گسترش پیدا کند نه بزور شمشیر و غارت کشور گشائی نمایند؛ مسلما امروز اسلام و مسلمان در دنیا یگانه قدرت علمی و لشگری را داشت .

اسلامیکه بزور شمشیر باشد پشیزی ارزش ندارد حتی در زمان پیامبر ، مسیحیان نجران مجبور به اسلام نشدند و جزیه پرداخت کردند.

اگر جناب عثمان بن عفان بنی امیه را اجازه حکومت نمی داد و آنان را سر کار نمی آورد مسلمانان این همه بد بختی نمی کشیدند.

جنایات بنی امیه در سرتاسر تاریخ اسلام  مثل روز روشن می باشد .اما یک سوال و آن اینکه :

چه کسی به بنی امیه اجازه فعالیت داد در حالیکه بارها و بارها پیامیر ایشان را ترد کرده بود ؟؟!!

آری این شخص کسی نبود جز شخص منتخب عمر و عبدالرحمن بن عوف انصاری .

عمر هم که خلیفه منتخب ابی بکر.

راستی چه زیبا جنابان ابوبکر و عمر به سنت رسول اکرم عمل کردند یکی مثل ابوبکر جانشین تعیین می کند و دیگری مثل عمر شورا تعیین می کند ..

آیا رسول اکرم شورا تعین کرد یا جانشین برای خود تعین نمود ؟

ای کاش بود رسول اکرم و میدید چگونه سنتش به تاراج می رود ..

 

4 : برادرم !

می گوئید درباره ی آینده بیاندیشیم ...

نقلی نیست .بسیار از این پیشنهادتان استقبال میکنم اما شما هم بیائید اختلافات  و از همه مهمتر  تعصبات جاهلی را کنار گذاشته و اگر اشتباهی بوده  اعم از اینکه خلفا توبه کرده اند یا خیر ؛  پذیرا باشید  بعد بنشینیم و با فراغ بال درباره ی آینده بخث کنیم.

 

اگر هم موافق نیستید و می خواهید کودکانه و بدون توجه به مستندات دین مبین اسلام بحث کنید پس بیائید تمام صحاح و کتب معتبر خود را دور بریزید و خود را به قرآن منحصر کنید که اگر چنین نمائید باز هم شما مغبون خواهید بود چرا که مطاعن زیادی به اعمال و رفتار شما وارد است .

شما که اینقدر محکم و مستند خود را بقرآن نسبت می دهید پس چرا صریحترین آیات قران حتی در مسائل عبادی  را زیر پا قرار می دهید چه رسد به اصول ....

یک مثال از زیر پا گذاشتن آیات قرآن را برایتان بیان می کنم  نمی دانم چه پاسخ مستدل و محکمی از قران برای این کار خود دارید؟؟!!

مگر در قران مجید نیامده است :

وامسحوا بروسکم و ارجلکم الی الکعبین

پس چرا سر را مسح و پا را غسل می دهید در صورتیکه برتمام علمای علم نحو پوشیده نیست که اگر ارجل را به نصب و جر بخوانید معنا یکی می شود ؟؟؟!!!!

 

5 : در مورد آثار دکتر علی شریعتی با اینکه ایشان شخصیت آزاده ای داشتند اما  من شخصا آثار ایشان را مطالعه نمیکنم و برخی از آقایان  علما هم به برخی آثار آن بزرگوار نقدهائی دارند.

ترجیح می دهم همانگونه که حضرت امام خمینی هم فرموده بودند بیشتر کتب حضرت آیه الله مطهری را مطالعه نمایم تا وقت خود را صرف خواندن  کتب شهید دکتر شریعتی نمایم   .

 

6 : زیاد هم نگران آن ماشین که فرمودید نباشید . مطمئن باشید در ظهور دولت یار چنین کاری صورت خواهد گرفت و تکلیف حق غصب شده  و سیلی زده شده حتما مشخص خواهد شد. بجای اینکه بخواهم وقت خود را صرف چنین تفکرات بیهوده ای نمایم برای ظهور منتقم ال محمد دعا خواهم کرد .

آنوقت همه چیز درست خواهد شد .

 

 در آخر هم برای خود و شما آرزوی سعادت در این دنیا و نیز در پشگاه حضرت حق دارم

امین

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٢٤
تگ ها :

حدیث تشبیه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

من ارادان ینظر الی اسرافیل فی هیبته و الی میکائیل فی رتبته و الی جبرئیل فی جلالته و الی ادم فی علمه و الی نوح فی خشیه و الی ابراهیم فی خلته و الی یعقوب فی حزنه و الی یوسف فی جماله و الی موسی فی مناجاته و الی ایوب فی صبره و الی یحیی فی زهده و الی عیسی فی عبادته و الی یونس فی ورعه و الی محمدِ فی حسبه و خلقه ،‌فلینظر الی علی . فأن فیه تسعین خصلة من خصال الانبیاء جمعها الله فیه و لم یجمعها فی احدٍ غیره .                            (ینابیع الموده جلد 2 ، باب 56)

رسول خدا (ص) فرمود : هر کس اراده کند ، اسرافیل را در هیبتش و میکائیل را در رتبه اش و جبرئیل را در جلالتش و حضرت آدم را در علمش و نوح را در خشیتش و ابراهیم را در دوستیش و یعقوب را در حزنش و یوسف را در جمالش و موسی را در مناجاتش و ایوب را در صبرش و یحیی را در زهدش و عیسی را در عبادتش و یونس را در ورعش و حضرت محمد (ص) را در حسب و خلقش تماشا کند به علی بن ابیطالب (ع) نگاه کند ، براستی خداوند در او نود خصلت از صفات انبیاء را جمع کرده است که در غیر او جمع نفرموده است

 

حدیث فوق ، به حدیث «تشبیه» معروف می باشد و در کتب اهل سنت هم بطور متواتر مذکور می باشد. کامل این حدیث در کتاب ینابیع الموده نوشته حافظ القندوزی حنفی و همچنین کتاب زین الفتی فی شرح سوره هل أتی که مؤلف آن نیز از برادران اهل تسنن می باشد ذکر شده است.

کتاب اخیر از منابع علامه امینی در تألیف کتاب الغدیر می باشد.

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٢٤

توجه

 

 

مطالب فوق در پاسخ به وبلاگ فکر روشن ! بيان گرديده است

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٢
تگ ها :