مسابــــــــــــقه ! ! ! !

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ولادت حضرات سید الشهدا ، قمر بنی هاشم و زین العابدین ( صلوة الله علیهم اجمعین)  را بر شیفتگان حضراتشان تبریک و تهنیت عرض میکنم.

سوالی مطرح می گردد. به بهترین پاسخ به قید قرعه هدیه ای ناقابل در حد توان  تقدیم می گردد.

 

سوال : خصائصی که به حضرت ابا عبدالله الحسین محصور میشود بحدی عظمت دارد که ذهن هر متفکری را بخود مشغول می سازد.گوشه ای از این فضائل مختصرا ذکر می گردد:

1 – شفا در تربت ایشان وجود دارد

2 – خوردن تربت رسول اکرم و سایر فرزندانشان  حرام است اما  خوردن تربت ابا عبدالله جایز می باشد

3 – گریه برای اباعبدالله(ع)  گناهان را محو می سازد

4 – گریه برای اباعبدالله(ع) بهشت را بر شخص گریه کننده واجب می سازد

و  هزاران فضیلت که اینجا مجال گفتن آنها نیست و از اسرار اهل بیت بوده که مامور به حفظ آنها هستیم مگر در جای خودش

چرا خدا اینهمه خصائص را فقط مخصوص حضرت اباعبدالله علیه السلام گردانیده و احدی از اهل بیت حتی جد بزرگوارشان از این خصائص محروم بوده اند؟؟!!!!!

مهلت پاسخگوئی تا سحرگاه نیمه ی شعبان می باشد

 

 

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٦/٢٩

شعبان هم آمد !‌ ! !‌ !

            شعبــــــــــــــــــــــــــــــان هم آمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

 

دیروز کارت دعوتم رو گرفتم ...می دونم تا رمضان امسال زنده ام و یک بار دیگه تو مجلس ضیافتی که خدا به افتخار خودش، برا بنده هاش می گیره ؛ حضور دارم.

نمی دونم شما هم دعوتنامه گرفتید یا نه ولی امیدورام که کاسه عمرتون پر نشده باشه و بتونید این ماه پر فضیلت رو درک کنید .

درک این ماه فقط درک جسمی نیست بلکه باید معنای ماه رمضان رو هم درک کرد خدا کنه منم بتونم معنای رمضان و در رمضان زنده بودن رو بفهمم...زنده بودن همینجوری بدون اینکه دل آدم زنده باشه فایده نداره....دعا کنید هممون بتونیم رمضان رو درک کنیم....

خب ماه رجب هم که تموم شد

فقط یه ماه شعبان مونده تا حضور در مهمونی خدا...

 ماه  رجب و شعبان رو خدا قرار داد تا حسابی خودمونو آماده کنیم برا رمضان...........

 اما کسانی که از ماه رجب  استفاده نکردند فقط یه شعبان فرصت دارند تا آماده بشند برا ماه رمضان ....

شاید این مثال برا خانوما بیشتر ملموس باشه که وقتی می خوان یه مجلس عروسی شرکت کنن از دو هفته جلوتر مقدمات اون عروسی رو فراهم میکنن ، برا رایشگاه وقت می گیرن و میرن خیاطی لباس سفارش می دن و  .....

نمی خوام مقایسه کنم

اما رمضان مهمانیه خداست برا همه ی ما ...همه هم دعوتیم....

اما ایا آماده هستیم......

اگه آماده نیستیم بیایم با ماه شعبان همنوا بشیم و خودمونو آماده کنیم ....

یاعلی

 

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/٢٦
تگ ها : شعبان

تکذیب می کنم..!!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

                                        بلغ العلی بکماله    کشف الدجی بجماله

 

                                     حسنت جمیع خصاله     صلوا علیـــــــه و آله

 

سالروز بعثت جان جهان ؛ حضرت رسالت پناه را به همه ی شما دوستان عزیز تبریک عرض کرده و تعجیل در فرج مولا و صاحبمان را خواستارم....

 

بسی فرخنده روزیست این روز که خدای تعالی در قرآن می فرماید:

 

لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم ....

 

آری ! پروردگار بر ما منت نهاد با بعثت رسولش پس ما هم شاکریم حضرتش را....

 

و اما ......

 

تا ایام ماه شعبان  قصد به نوشتن نداشتم  اما اخیرا شخصی با نام حقیر در وبلاگ دوستان اقدام به نوشتن برخی مطالب کرده حتی در برخی وبلاگ ها از قول بنده ، فحاشی نیز می نماید ..از اینجا از همه ی خواهران و برادران ارجمندی که با حقیر در ارتباط هستند پیشاپیش عذر خواهی کرده و کلیه ی کامنت ها با محتواهای نابخردانه را تکدیب می نمایم...

 

چه خوبست که شیعیان، مصداق احادیث اهل بیت صلوة الله علیهم اجمعین؛ تیز بین و زرنگ باشند تا به وحدتی که مدنظر قران مجیدمی باشد لطمه ای وارد نیاید.....

 

 

از همه ی خواهران و برادران عزیزیکه حقیر را در جریان اتفاقات قرار دادند نیز کمال تشکر را دارم مخصوصا خواهران عزیزم در وبلاگ های بارن مهر و کشتی پهلو گرفته و نیز برادر بسیار بزرگوارم آدم خوب

 

 

در پایان خود و این شخص جاعل را که از قول من مینویسد؛ به تقوی الهی توصیه می کنم .

 

 

 

و من الله التوفیق و علیه التکلان.

 

23 شهریور 1383

 

 

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/٢۳
تگ ها : تکذیب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فقط 5 دقیقه طول می کشه ...پس تا تهش بخونین

 

خیلی دلم گرفته بود خودمم نمی دونستم چم شده ؟!!

نشستم  خوب فکر کردم

خوب خوب

فقط به یه نتیجه رسیدم  و اونم اینکه : عاشق شدم

عاشق یکی که مدتها کنارش بودم و باهاش زندگی می کردم

بد جوری بهش عادت کرده بودم  

بدجوری برام ناز میکرد و دلم رو می برد

حسابی برام تریپ  گذاشته بود

کلی تحویلم می گرفت  

هر چی من بش می گفتم :  بابا شما خوشگل و زیبائی..

شما همه چی داری...شما پولداری ...شوهر خوب برا شما خیلی بهتر از من هم هست

 اما دیدم نه، خانم اصلا بروش هم نمیاره که بابا  مثلا ما خجالت کشیدیم .

چشمشو انداخت تو چشمم و بم گفت: من تو رو دوست دارم و حاضرم برای با تو بودن تمام هستیمو فدات کنم

وای نمی دونین چه حالی شدم !!

آخه یه دیقه خودتونو بذارید جای من ...

بچه ی مثبت .....سر بزیر ...آقا ....با حیا

اونوقت یه نفر بیاد بات اینجوری حرف بزنه ...نه خدا وکیلی چه حالی میشین ؟؟؟

یه جلسه گداشتیم که بشینیم با هم حرفامونو خیلی جدی بزنیم ..

قبول کرد

یه قرار گذاشتیم و با هم مفصل صحبت کردیم ...بابا عجب  خانومه خانومی بود

هر چی بش گفتم ،گفت چشم

هر شرطی گذاشتم قبول کرد .....

تا جائی که گفت من اصلا با مهر هم هیچ مشکلی ندارم ...هر چی شما بگین

آخه من شما رو خیلی دوست دارم ..اصلا مسئله ی مهر مشکلی نیست و به خاطر مهر نباید وصلت رو به هم زد و پسر به این خوبی را از دست داد .....

خوب ما هم دیگه از خدا چی می خواستیم ...نه خدا وکیلی یه خانوم خوشگل و پولدار بیاد خواستگاریتون و با همه ی شروط شما موافقت کنه، چی کار می کنید ؟؟

تازه بگه تمام ثروتش رو هم به نام شما می کنه ....

فکر نکنین که طرف یه پیره دختر بود که به من کچل پیشنهاد ازدواج داد ...نه جوون بود و  زیبا ...باور کنین راست میگم

نگین این پسره رو خیال برداشته ....آخه کدوم دختر تو این دوره زمونه می ره خواستگاری یه پسر؟!!

(بگذریم که البته بعضی از خانومای خوب می رن خواستگاری)

ولی باور کنید همین چند وقت پیش از بیمارستان که مرخص شدم اومد خواستگاریم

خلاصه ...

درد سرتون ندم ...

تمام حرفامونم با هم زدیم و قرار شد که ما بریم تحقیق ...

تا اسم تحقیق رو شنید رنگ از روش پرید

گفت یعنی با این همه اوصاف تحقیق هم احتیاجی هست؟  زودتر قرار عقد و عروس رو بذایم که دیر نشه

منم با خودم گفتم راست می گه بیچاره ..تحقیق احتیاجی نیست

ما که ضرری نمی کنیم ....طرف ظاهر مومنی هم داره ...اصلا به قیافش هم نمی خورد که اهل داستان باشه .....

خلاصه دردسرتون ندم ....قرار بعدی رو گذاشتیم برا دو روز دیگه

به من گفت : آخه آقا سید  من تو این دو روز چه جوری دوریه شما رو تحمل کنم ..

با خودم گفتم بابا این دیگه کیه ؟

آخه از انصاف هم نباید گذشت... این عاشق چیه من شده ؟؟

تا اومدم ازش بپرسم که واقعا شما تو من چی دیدن که عاشق من شدین ؛ سریع گفت :

بابا شما که فرد مومنی هستید و فرزند حضرت زهرا هم که هستید ؛ چی دیگه از این بهتر ..

من همیشه آرزو می کردم یه همسر مومنی مثل شما داشتم

جاتون خالی ..... کلی از تعریفاش دلم ضعف رفت .....دیگه باورم شد که داره راست میگه طفلک ....

چه دلیلی داره یه خانوم با ظاهری آراسته به تقوی با ظاهری اینقدر زیبا بخواد به من دروغ بگه ..؟؟

بش گفتم خلاصه این رسم بزرگاس دیگه ...شما هم اجازه بدین همه چی از طریق رسم و رسومش پیش بره ...

با ناراحتی گفت اشکالی نداره ....طلا که پاکه چه منتش به خاکه

برید تحقیق .....اینم آدرس محل کار من و اینم آدرسه ......

 

خودم تو دلم می گفتم : نه چک زدم نه چونه ....عروس اومد به خونه

بشکن زنون رفتم  پیش اوستای مشتی خودم ...

داستان رو براش از اول تا آخر تعریف کردم ...اوستای مشتیه ما زد زیر خنده

با خودم گفتم: بابا اوستا هم باورش نمی شه که اومدن خواستگاریم ...خب البته حق داره که باورش نشه ...اون پیر مرده و دیگه این باور براش سخته که یه خانوم به این زیبائی با این همه ثروت با این ظاهر آراسته بیاد خواستگاریم ...

همینجوری گرم افکار خودم بودم که اوستا  منو صدا زد و گفت :

آقا سینا این خانومی که میگی اسمش چیه ؟

 

با خودم گفتم اوستا هم عجب سوالات ناموسی ای می پرسه ؟؟

آخه این دیگه چه سوالیه ؟

داشتم فکر میکردم که اوستا دوباره منو صدا زد و گفت : می گم اسش چی بود ؟

گفتم : اسمشون دنیا خانومه

گفت: بیا اینجا پیش من

رفتم کنار اوستا نشستم...دیدم نهج البلاغه رو باز کرده و به من می گه بیا بخون

دیدم از قول مولا علی علیه السلام اینجوری نوشته بود که

« دنیا رفیقی ایه که هر چی بیشتر بش اعتماد کنی به تو از پشت محکمتر خنجر می زنه »

 این دنیا خانوم شما جلب اعتماد می کنه ، از طرفی هم ظاهرش ظاهر مومنیه و چهره ی زیبائی هم داره ؛ اما وقتی بش عادت و  اعتماد کردی ، اونموقست که بت خنجر می زنه و کمترتو میشکونه .

سالهاست این دنیا به افراد زیادی از این طریق خیانت کرده...مواظب باش به تو خنجرش رو نزنه....

راستش از شما چه پنهون یه دیقه نشستم و فکر کردم ...دیدم اوستا پر بیراه نمی گه  و به یاد داستان امیر مومنان افتادم که به دنیا فرمودند : برو من تو را سه طلاقه کردم ... و آرزو کردم که منم بتونم دنیا رو طلاق بدم 

 

یا علی   

 

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۱۱
تگ ها :

شکر نعمت و غفلت از آن !!

الهی لا احصی ثناء علیک انت کما اثنیت علی نفسک

داستان برسیسای عابد رو تا حالا شنیدید ؟ ! خیلی معروفه

اگه نشنیدید من خیلی مختصر براتون تو یه خط می گم و اونم اینکه: برسیسا کسی بود که در اثر عبادت خدا به مقامی رسیده بود که هر  دعائی می کرد مستجاب می شد و رد خور نداشت که دعاش مستجاب نشه ....

اما آخر الامر کافر از دنیا میره !

آره آقا ! کافر می میره

می دونید چی شد که کافر از دنیا رفت و مهلت توبه پیدا نکرد ؟!

امام صادق فرمودند : به خاطر اینکه خداوند لحظه ای اورا به حال خود، واگذاشت

اما می دونید چی شد که این بلا و عدم توجه حضرت حق دامنگیرش شد ؟

امام صادق باز می فرمایند : از نعمتهائی که خداوند به او داده بود سپاس گزاری نکرد و غافل شد از شکر نعمت

امان از غقلت از یاد خدا و امان از غفلت از شکر نعمت  که چه بدبختی ها به بار میاره

پس اگه  تا حالا خدا به خاطر لطف خودش  ما رو تادیب نکرده ما هم بیایم غافل از شکر نعمت نباشیم که این ماه مخصوص خدا  و سپاس گزاری از نعمتهاشه

خدایا شکرت به همه ی نعمتهائی که به ما دادی

 این حب اهل بیت که به ما دادی ....

پدر و مادر خوب ، همسر مومن ، دوستان صالح ، سلامتی و ...

خدایا شکرت که این دوست عزیزمون آقا محسن  رو به ما برگردوندی

خدایا شکرت که آزمایشم کردی  و شکر که سربلند بیرون آوردیم .... و  هزاران هزار شکر دیگه که نمی تونم به زبون بیارم

از همه ی عزیزانی که در این ایام بیماری نیز جویای احوال بودند بسیار سپاسگزارم .

در این ماه برکت و رحمت التماس دعا دارم ...گرفتاریه ما هنوز پابرجاست ...دعا فراموشتون نشه

 

 

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٤:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٦/٥
تگ ها :