خواستگاری علی از دختر ابوجهل در زمان حیات فاطمه زهرا ! آیا چنین مطلبی درست است ؟

فردی از اهل تسنن بر حدیث « ان الله یغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها » و نیز حدیث « من آذاها ، آذانی و من آذانی آذالله » ان قلتی وارد کرده اند که در زیر بنا بر مضمون نقل می شود:

اینکه پیامبر فرمودند : من با خشم فاطمه خشمگین می شوم و برائت می جویم از آنچه او بیزار است ؛ مربوط است به جریان خواستگاری علی از دختر ابوجهل و وقتی این خبر به فاطمه رسید او(فاطمه) بسیار ناراحت شد و پیامبر این جمله را در حق فاطمه فرمودند که من «اذاها آذانی» و این جمله مربوط به آنزمان می شود که فاطمه از علی بواسطه خواستگاریش از دختر ابوجهل ،  ناراحت شد.

 

پاسخ : مطب فوق مطلب بسیار  موهــن و بی ارزش و از نظر شیعه از درجه اعتبار ساقط است و با مدارک اهل تسنن که متواترا بین ایشان نقل شده است ؛ مردود خواهد بود .

 

اما اعتقاد شیعه در این زمینه :

 

بنا بر اتفاق عامه و امامیه ، ازدواج بر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تا زمانی که سیدتنا خدیجه سلام الله علیها در قید حیات بودند ؛ حـــرام بود.

 

این اصل را شیعه برای سیدنا علی بن ابی طالب علیه افضل صلوة المصلین ، نیز قائل است که تا زمان حیات سیدتنا فاطمه سلام الله علیها ، ازدواج بر علی بن ابی طالب حرام بود و این مطلب بطور متواتر از ائمه شیعه صلوة الله علیهم اجمعین به ما رسیده است و شیعه چنین مطلبی را که علی از دختر ابوجهل در زمان حیات حضرت فاطمه ، خواستگاری نموده باشد ؛ شدیدا کذب و مردود می داند.

 

 واما بررسی مختصر این حدیث جعلی از دیدگاه اهل تسنن : این حدیث ، این مطلب را لازم می آید که پیامبر اسلام که درود بی کران خدا بر او باد ؛ بواسطه عمل علی بن ابیطالب ، از او ( علی ) به خشم آمده اند، چراکه فاطمه از او ( علی ) خشمگین شده است. و این مطلب با اعتقاد اهل تسنن در باب علی بن ابیطالب مردود است به دلیل زیر :

 

اهل سنت ایراد جمله « من کنت مولاه فعل مولاه » از جانب پیامبر در باب علی را متواتر نقل کرده اند اما در باب معنی مولا می گویند : پیامبر امر به دوستی و محبت با علی کرد.

 

 

سوال : چطور پیامبر امر به دوستی علی می کند اما خود پیامبر بواسطه اعمال علی از وی بیزاری می جوید ؟؟؟؟؟

 

 

آیا پیامبر از روی هوی و هوس کاری میکند ؟

 

مگر نه اینست که در قران آمده است « و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی» پس امر به دوستی علی (بر نقل اهل سنت) به دستور حضرت حق بوده است ، پس چطور می شود خدا امر به دوستی علی نماید اما پیامبر اسلام که به وحی متصل است از این مطلب آگاه نباشد و جمله ای اشتباه  و یا از روی هوس به زبان جاری نماید.

 

در باب حدیث رسول اکرم و خشم بی بی مظلومه سیدتنا زهرا سلام الله علیها مفصل صحبت دارم و به پست بعدی منتقل خواهم کرد.در ماه محرم از همه عزیزان التماس دعا دارم.

 

مطالب فوق از آدرس های زیر قابل دسترسی است:

http://shia.persianblog.ir

http://shie.persianblog.ir

http://al-shia.persianblog.ir

http://al-shie.persianblog.ir

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢٩

چرا اگر فدک حق مسلم فاطمه بود همسر و اولاد فاطمه فدک را پس نگرفتند ؟

در ادامه مطالب پست گذشته در مناظره ای که با یک فردی در وبلاگ به نام سنی قرار گرفت ، حدود 14 مورد را یاداشت کرده ام که بدانها پاسخ دهم و این دومین موردیست که بدان پاسخ می دهم . میتوانید متن کامل فرد سنی را ازاینـــجا دانلود نمایید . لازم به ذکر است که  اولا ایشان انتظاری بیجا داشته و خواسته اند تمام مطالبشان را که حدود 5 صفحه می شد در وبلاگ قرار دهم که نمی پذیرم و لینک کامل آنرا همینجا گذاشته تا در دسترس عموم باشد و احتیاجی به مطالعه کامنت ها نباشد. دوم اینکه : مطلب قبلی که در وبلاگ بیان شد از طرف ایشان بدون پاسخ ماند .

 

و اما نکته دوم از صحبتهای ایشان که بدان پاسخ داده می شود :

 

 

سوال : چرا اگر فدک حق مسلم فاطمه بود همسر و  اولاد فاطمه فدک را پس نگرفتند ؟ اولین فرد از افراد خانواده حضرت زهرا که حکومت را به دست گرفت ، علی بن ابی طالب بود.پس چرا ایشان فدک را به اهل و صاحبانش باز نگرداند ؟

 

جواب :

 

 الف : بیست و پنج سال از زمان غصب فدک توسط غاصبین گذشته است و حال علی علیه السلام  به خلافت رسیده است. در طول مدت بیست و پنج سال خلافت سه خلیفه اول، این مطلب را به  مردم قبولانده بودند که فدک حق مسلّم تمام مسلمین بوده و جزء بیت المال می باشد از طرفی برای همه مردم حقوقی از فدک تعین کرده بودند.

 

حال علی علیه السلام امیر بر چونان مردمی شده که در زمان کوتاهی پس از وفات رسول الله ، حقش را تباه نمودند  چه رسد به اینکه اکنون در باورشان گنجانده شده که فدک جزء بیت المال مسلمین است و از آن حقوقی دارند..

 

 پس امیر مومنان برای  حفظ وحدت اسلامی از این مسئله(بر فرض چشم پوشی) چشم پوشی نموده اند .

 

ب : امیر مومنان علی علیه السلام، حاکم مسلمین در زمان خلافت خویش بوده و تمامی اموال مسلمانان در اختیار ایشان ..پس آنکس که ادعا می کند علی فدک را برنگردانده باید طبق حدیث رسول اکرم شاهد بِیآورد.

 

ج : قصد علی و خانواده اش از در اختیار گرفتن فدک کمک به وضع معیشتی مردم جامعه بود و وقتی حکومت در اختیار علیست و خود وی می گوید :  من حق الناس را اگر چه مهر زنان باشد از شما پس می گیرم و اینقدر به حقوق مردم تاکید می کند ، اصل بر اینست که حق صاحبان حق را  ، به آنها برگرداند. پس انکس که می گوید علی حق را برنگردانده باید دلیل بیاورد .

 

د : در زمان فرزندان فاطمه زهرا هیچ فرصتی برای باز پسگیری فدک بدانها دست نداد . در روایتی معروف در کتب شیعه، در زمان زندگی موسی بن جعفر علیهما السلام  آمده است : روزی هارون الرشید – که لعنت خدا بر او باد -  به حضرت موسی بن جعفر عرض کرد که می خواهم فدک را  از به شما برگردانم .حضرت موسی بن جعفر پس از امتناع از قبوب پیشنهاد هارون و اصرار هارون بر برگرداندن فدک ؛ فرمودند : می پذیرم به یک شرط.

 

هارون سوال کرد که شرط آن چیست ؟ امام فرمودند : به شرط اینکه فدک را با حدودش به ما باز گردانی  . هارون سوال کرد حدود فدک چیست ؟

 

امام فرمودند :

 

حد اول : ( از شمال) از دریاهای شمال ایران تا شمال حجاز (خزر تا مدیترانه)

 

حد دوم : ( از جنوب ) تا عدن

 

حد سوم : ( از غرب ) تا آفریقا

 

حد چهارم : ( شرق ) تا سمرقند(افغانستان)

 

و هارون با شنیدن شرط موسی بن جعفر علیهما السلام ،  از بازگرداندن فدک منصرف شد.

 

فدک (همانطور که در نوشته قبل گفتم) درآمد فوق العاده بالایی داشت و رشد جامعه اسلامی در سطح کلان ، مدیون درآمدهای حاصل از فدک می باشد. و هیچگاه خلفای هم عصر امامان ما حاضر به پرداخت تمامی درآمدهای فدک نبودند که اگر بخواهیم درآمد حاصل از فدک را تا زمان امام رضا علیه السلام و الصلاة  بدون درصد رشد تورم، محاسبه کنیم مبلغی معادل عدد زیر خواهد شد ( بنابر حساب سید بن طاووس در کشف المحجة ) :

 

412,560,000,000

 

البته ما که سوادمون نمی رسه این عدد چند می شه،  ولی فکر کنم حدودای 400 میلیارد در واحد تومان باشه.

 

هیچگاه حاکمان جامعه حاضر به بازپزداخت این مبلغ به ائمه صلوة الله علیهم اجمعین نبودند .

 

مثل حکایت بدهی آمریکا به ایرانه که سالهاست می گه خواستار رابطه با ایرانه اما وقتی می گیم بدهیمونو بده ، می گه شرمنده

 

 

هـ : اگر اولاد فاطمــه زهرا در فدک حقی نداشتند ، چرا عمربن عبدالعزیز آنرا به آنها برگردانده و دستور  ثبت تاریخی این موضوع را صادر کرد؟

 

 

بازهم قضاوت به عهده  اذهان روشن و آگاه

 

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱٩

پاسخ به کامنت ها در باب فدک ( قسمت اول )

در مطالبی که در متن کامنتها از قول یک سنی آمده است مطالبی هست که بدانها اشاره می شود . ایشان فرموده اند

 

1 -  سنت و اجماع بر این دلالت می کند که : پیامبران ارث باقی نمی گذارند.

 

پاسخ :سنت و اجماعی که بر خلاف قرآن مجید است ، دلیل شرعی برای عمل به آن نیست. در آیات متعدد قرآن در باب مسئله ارث بردن چه درباره انسانهای عادی و چه درباره انبیا سخن به میان آمده است. توجه شما را به تعدادی از این آیات جلب می نمایم . قضاوت با خوانندگان عزیز و آقایانی که بدون مطالعه قرآن حدیث جعل می کنند :

 

الف : یوصیکم الله فی اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین -  سوره  مدنی نساء آیه 11

 

ودراین خطاب عام ، اولین مخاطب ، رسول خداست .

 

پس اولا که مخاطب رسول خداست .

 

ثانیا خطاب عام است یعنی هم شامل پیامبران می شود وهم غیرایشان .

 

ب : وانی خفت الموالی من ورائی وکانت امرأتی عاقرا فهب لی من لدنک ولیا یرثنی ویرث من آل یعقوب واجعله رب رضیا سوره مکی مریم آیه 5

 

که به موجب همین آیه انبیاء را میراث می باشد وحدیث نحن معاشرالانبیاء ، تکذیب قرآن می کند.

 

در این مورد شبهه ایکه القا می شود به شرح ذیل می باشد که جهت تکمیل بحث به آن هم پاسخ داده می شود.

 

شبهه : مراد از ارث دراین آیات میراث نبوت وعلم است نه مال وغیرآن

 

پاسخ : این سخنی است که قبلا گمراهان دیگر نیزگفته اند واین دلیلی ندارد جز قلت عقل وکثرت جهل وعناد . زیرا که سلیمان بن داوود درحال حیات پدرعالم بود وپیغمبر گشت وشاهد ، نص قرآن است که می فرماید :

 

(( وداود وسلیمان اذ یحکمان فی الحرث اذنفشت فیه غنم القوم کنا لحکمهم شاهدین ففهمناها سلیمان وکلااتینا حکما وعلما )) و آیه  (( ولقد آتینا داود و سلیمان علماً))

 

میراث را برچیزی اطلاق می کنند که بعد از میت میان ورثه او تقسیم می شود ونبوت قابل قسمت نیست واگر اینگونه بود می بایست تمامی اولاد پیامبران نبی می شدند بلکه نبوت وحی الهی است

 

پس اینکه زکریا دردعای خود وارث نبوت ازخدا درخواست کرده باشد یعنی اینکه برضای خداوند قانع نباشد واین با مقام نبوت زکریا منافات دارد . وقتی نبوت به ارث نمی رسد و حکمی الهی است پس اگر زکریا جهت اینکه فرزندش بعد از وی نبوت به ارث ببرد از خداوند تقاضای فرزند کند او به حکم الهی راضی نبوده است و این مخالف مقام انبیاست.

 

اجماع اهل تفسیر برآنست که درآیه وانی خفت الموالی.

 

مراد از موالی پسران عمویند واگرمطلب دراین آیه درمورد وراثت نبوت باشد ، لازم می آید که زکریا ازخدا جانشین نبوت درخواست کرده باشد تا پسرعموهایش نبی نباشند یعنی زکریا بقضای الهی راضی نباشد وبرپسران عموحسد ورزیده است واین بامقام  انبیاء سازگار نیست . 

 

پس مراد از وراثت درآیات مذکور ، وارث نبوت بودن نیست بلکه مسائلی غیراز نبوت مطرح است وآنهم ارث بردن از پیامبران است توسط فرزندانشان .

 

حدیث ((النبی لایورث)‌) یا ((نحن معاشرالانبیاء لانورث))با نص صریح قرآن طبق آنچه گفتیم ، مخالفت دارد . وقتی آیه ((انک میت وانهم میتون)) نازل شد پیامبر برمنبر رفت واینگونه فرمود :

 

((ای یاران من بدانید برخی اصحاب بعداز من برمن دروغ می بندند وبرحسب مدعای خود حدیث وضع خواهند کرد. بدانید هرحدیثی که ازمن نقل شود وموافق قرآن نباشد برآن هیچ اعتباری نیست)

 

اینکه رسول خدا از خود چیزی به ارث باقی نمی گذارد با آیات متعدد قرآن در باب ارث مخالف است و یا پیامبر از قرآنی که مبلغ آن بوده بی خبر بوده و یا جاعل حدیث فوق العاده بی مطالع و بی سواد.

 

حالا بر فرض محال بر صحت حدیث که فرض محال ، محال نیست اینکه اگر مالی که باقی مانده ارث باشد، یک صورت پیش می اید و آن اینکه فاطمه طلب صدقه می کرده است . و آن یک نتیجه دارد که منطقی نیست :

 

صدقه ای که بربنی هاشم حرام است پس شما می گوئید حضرت فاطمه (العیاذبالله ) طلب مال حرام می کند واین سخن این مطلب را لازم  می آید که پیامبر حق رسالت خود را ادا نکرده باشد همان پیامبریکه از همان روزهای اول مأمور دعوت خویشاوندان وخانواده خود بود ( وانذرعشیرتک الاقربین ) آیا پیامبر به دختر خود ، داماد ونوه هایش این مطالب را که صدقه بربنی هاشم حرام است یادآوری نکرده بود و آیا خاندان وحی از این مطلب بی خبربودند وطلب مال حرام می کردند ؟!!!

 

فاطمه دارنده ومالک فدک بود وگفت: پیامبرفدک را درطول حیاتش بمن بخشید وسند آنرا نیز بمن داد« در مورد سند فدک ؛ وقتی پیامبر فدک را به حضرت زهرا  بخشید ، ورقه ای خواست و حضرت علی را طلبیده و فرمودند : « سند فدک را بعنوان بخشوده و هدیه ای از پیامبر به دخترش بنویس و ثبت کن » بحار الانوار جلد 21 / ص 23

 

»  با این حال ابوبکر گواه طلبید و شاهد خواست .

 

به موجب حکم شارع مقدس (ص ) که فرمود: «البینه علی المدعی والیمین علی من انکر» فاطمه صاحب مال بود وابوبکر ادعا می کرد که فدک مال مسلمین است دراین حال ، آیا ابوبکر طبق حدیث پیامبرباید از فاطمه شاهد می خواست یا می بایست  خودش شاهد بیاورد ؟

 

 

در ضمن می باید از گروهی شاهد بیاورد که در فدک حقی نداشته باشند. طبق گفته خود غاصبین ، فدک متعلق به تمام مسلمین است . با توجه به این مقدمه : کسانیکه مدعی حدیث «النبی لایورث » هستند باید شاهدانی بیاورند که در فدک حقی نداشته باشند یعنی هر شاهدی غیر از تمامی مسلمانان و تنها کسانی که در صدقه حقی ندارد بنی هاشم می باشند یعنی هر شاهدی غیر از تمامی مسلمانان و آنان کسانی نمی باشند جز بنی هاشم.

 

تا زمان پیامبر، عمّال فاطمه زهرا  سلام الله علیها در فدک کار میکردند و کسی متعرض آنها نمی شد. پس از پیامبر ، عمال فاطمه از فدک اخراج شدند.

 

حال توجه اذهان پویای حقیت را به این مطلب جلب می نمایم که : مال در دست فاطمه است وکسی که متعرض این مال می شود باید دلیل بیاورد. یعنی ابوبکر و سایر غاصبین. انهم شاهدی که در فدک حقی ندارد یعنی کسانی غیر از مسلمین.

 

سوال حقیر از تمام اذهان روشن و آگاه اینست که : آیا می دانند چرا فدک اینقدر برای حکومت آنزمان مهم بود ؟

 

پاسخ : مرحوم سید بن طاووس در کشف المحجة  درآمد فدک را مبلغ بالغ بر  24000 هزار دینار ( حداقل درآمد سالیانه فدک  که معادل میلغ دو میلیارد و یکصد و شصت میلیون تومان به  حساب امروز میشود یعنی ماهیانه مبلغ یکصد و شصت هزار میلیون تومان ) محاسبه کرده است. ابوبکر دید اگر این مبلغ در دست خانواده علی بن ابی طالب باشد ،  بر علیه انها با عوائدی فدک قیام می کنند پس بهترین فرصت دید که آنرا در اولین روزها از چنگ صاحبان اصلیش در آورد و در اختیار خود داشته باشد و بوسیله این درآمد عظیم ، زمام امور را به دست بگیرد.

 

چنین مبلغی برای شما وسوسه کننده نیست که در عین قدرت آنرا از دست صاحبش بیرون بیاورید ؟

 

و اما اینکه چرا اولاد علی فدک را پس نگرفتند ؟ قسمت دوم این مطلب خواهد بود که در هفته های آینده به اطلاع خواهد رسید .

 

لازم به ذکر است هم اکنون در کشور عزیزمان جمهوری اسلامی ایران بسر نمی برم و دوستانیکه از سالها پیش(تیر۸۳) از جریان بیماری من در وبلاگ مطلع هستند ، هم اکنون در کشور ایالات متحده به درمان مشغول هستم.

 

هر از گاهی که اوضاع جسمی مساعدی داشته باشم می نویسم. در طول این مدت فقط به کامنتهایی که ازتاریخ  اول ژآنویه 2007 در وبلاگ قرار گرفته پاسخگو خواهم بود که فکر کنم حدود 12 قسمت بشود.

 

در باب مریضی هم نمی خواستم جیزی بنویسم اما این بنده خدا دایم میگه چرا جواب نمی دی ، خواستم ایشون هم بدانند که اوضاع جسمی مساعدی ندارم.

 

پیشاپیش عید سعید غدیر را هم تبریک عرض می کنم

 

 

 

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱٧

شما قضاوت کنید !‌!

در تاریخ جمعه مورخ 8/10/85  گفتگویی با مدیر وبلاگ اهل سنت جنوب داشتم.ایشان از قرار از قبل تعیین شده قرار مناظره ای ترتیب داده بودند و حقیر در وبلاگ به افشا گری پرداختم. جهت اطلاع بیشتر می توانید به آدرس وبلاگ ایشان مراجعه نمایید.

 

 متن کامل صحبت به شرح زیر است:

 

قضاوت به عهده شما خواننده محترم:

 

آی دی من را با نام HADITABAR  مشاهد می کنید و آی دی مدیر وبلاگ اهل سنت را با نام  CAA AAE AAAE  مشاهد می نمایید :

برای دیدن متن چت اینجا را کلیک کنید

 

 

 

 

یک جا می گویند در این وبلاگ که من مدیر آن هستم جایی برای اهانت نیست آنوقت به وبلاگ من می آیید و می فرمایید که : جناب موسوی
این مطالب در وبلاگ اهل سنت جنوب هم نمایش داده میشود
خواهشند است لطف نموده ودیگر به این وبلاگ مراجعه ننماید که این وبلاگ بسیار مقدس وپاک است وجایی برای شما نیست.آری شیعه به قول شما نجس است. ریختن خونش مباح است.ازدواج با وی حرام است و …

 

فتاوای مفتی اعظم خود « بن باز  » را حتما مشاهده فرموده اید !!؟؟

 

کشتن چهل شیعه بهشت را بر شما واجب می کند … اصلا جای اهانت نیست!! اصلا چرا اهانت ؟ بگو ما شما را آدم فرض نمی کنیم که بخواهیم اهانت بکنیم یا نه کما اینکه در چتی که با هم داشتیم بارها با من بدتر از کفار رفتار نمودید.

 

دم از سنت رسول خدا می زنید اما دریغ از رسیدن رایحه ای  از سنت ایشان به مشام شما !

 

مگر قرآن نمی فرماید که : لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنه ؟

 

برایتان نوشتم که رسول خدا با آنکس که خاکروبه به سرش می ریخت مهربانی کرد  و خود را از وی دریغ نکرد اما شما … چه بگویم

 

مطلب وبلاگ را کاملا بدقت بخوانید : بنده نوشته ام قبل ازاینکه کامنت شما را بخوانم ایمیل را مطالعه کردم. در ضمن این را  نمی شود به عدم امانت داری تعبییر کرد چرا که بنده همانطور که گفتم ایمیل زدم و جوابی ندادید ..صبر کردم بازهم جوابی ندادید آنوقت انتظار دارید بنشینم و دست رو ی دست بگذارم و برادر برادر گفتن های بی روح شما را شاهد باشم . بر فرض اینکه کیوان و یزدانی هم شخصیت های حقیقی باشند و دست پروده شما نباشند ، از کجا به اطلاعشان می رساندم که نیت خالصتان ، شهره آفاق است  و نباید بازیچه دست شما شوند ؟

 

 

 

بنده صحبت از اهانت به مادر کردم  ، شما  دم از تجاوز می زنید ؟ اینست تحریف حرفهای من ؟

 

برادر ! من یک کلام هم اهانت نکردم اما ( پناه می برم بر خدا ) می گویی علی علیه السلام بی غیرت است ؟

 

من هم می گویم ابوبکر و عثمان و عمر بی غیرت و شکمباره اند….

 

اگر قرار به اهانت باشد منهم می توانم چشمانم را ببندم و به خلفای شما اهانت کنم برادر موءدب !

 

 

 

من از شما سوال از بیان حقیقت کردم اما می گویید مطلب باشد  اما عکس را بردار. اگر مطلب که توضیحاتش با عکس تکمیل می شود اشکالی نداشت پس چرا مطلب بماند و عکس حذف شود ؟

 

این هم بهانه ای بیش برای حذف وبلاگ نبود…

 

 

 

پیشنهاد مناظره تلفنی دادم نپذیرفتی …هم ایمیل زدم ..هم در وبلاگ کامنت گذاشتم  و هم حین چت گفتم …هیچکدامش را جواب ندادی …نکند گوشتان با شنیدن صحبت های من نجس می شود ؟!

 

 

 

از الغدیر برایم نوشتید…اگر جزیی از الغدیر را بنویسید و جزیی دیگر را ننویسید که نمی شود .در ضمن آن مطلبی که از علامه امینی نوشتید ایشان در ذم غلاة در مدح خلفای شما  می گویند . و می گویند عده ای اینگونه ابوبکر را مدح کرده اند . شما را به خدا این جملات را به علامه امینی نسبت ندهید . کم کم مطمئن می شوم که با قصد و غرض به اشاعه  دروغ پرداخته و دروغ را به علمای شیعه نسبت می دهید .

 

کامل مطلب بدین شرح است دیگر قضاوت به عهده خوانندگان : الغلوّ فی أبی بکر

 

لیس من العسیر الشدید عرفان حدود أیِّ فرد شئت من الصحابة ، إذ التاریخ- مع ما فیه من الخبط والخلط ، مع ما نسجت علیه أیدی المعرّة الأثیمة ، مع ما طمس‏صحیحه بالفتن المظلمة فی أدوارها وقرونها الخالیة ، مع ما لعبت به الأهواء المضلّةبالتحریف والاختلاق ، مع ما دسَّ فیه عباقرة الإفک والافتعال ، مع ما سوِّدت‏صفحاته بآراء تافهة ، ونظریّات سخیفة ، ومبادئ فاسدة ، ونعرات طائفیّة ، ومخاریق‏قومیّة ، وجنایات شعوبیّة - فیه رمز من الحقیقة ، لا یختلط للناقد البصیر زُبده‏بخاثره ، وصحیحه بسقیمه ، ویسع له أن یستخرج المحض بالمخض ، یتّخذ منه دروس‏الحقائق ، ویعرف به حدود الرجال ، ومقاییس السلف ، ومقادیر الأمم الغابرة .

 

ومن اللازم المحتوم علینا النظرة فی تراجم الشخصیّات البارزة من رجال‏الإسلام سلفاً وخلفاً بعین الإکبار دون عین رمصة ، ولا سیّما من عُرف منهم بالخلافةالراشدة بین الملأ الدینیِّ ولو بالانتخاب الدستوری الذی لیس له أیّ قیمة وکرامة فی‏سوق الاعتبار ومیزان العدل : ( وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مَا یَشاءُ ویَخْتَارُ مَا کَانَ لَهُمُ الخِیَرَةُ )()

 

(ومَا کَانَ لِمُؤمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إذَا قَضَى‏اللَّهُ وَرَسُولُهُ‏أمْراً أنْ یَکُونَ لَهُمُ‏الخِیَرَةُ مِنْ أمْرِهِمْ)()

 

( للَّهِ الأمْرُ مِنْ قَبْلُ ومِنْ بَعْدُ )() ( وهَوُ وَلِیُّهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ )() ( وکَذَّبُوا واتَّبعُوا

 

أهوَاءَهُمْ وکُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ )() .

 

?/? فصاحب النبیّ الأعظم فی الغار ، والمهاجر الوحید معه فی الرعیل الأوّل من‏المهاجرین السابقین یهمّنا إکباره وإعظامه ، ویُعَدُّ من الجنایات الفاحشة بخس حقّه ،والتقصیر فی تحدید نفسیّاته ، والخروج عن قضاء العدل فیها ، والنزول على‏ حکم‏العاطفة .

 

ونحن لا نحوم حول موضوع الخلافة وأنّها کیف تمّت ؟ کیف صارت ؟کیف قامت ؟ کیف دامت ؟ وأنّ الآراء فیها هل کانت حرّة ؟ ووصایا المشرِّع الأعظم‏هل کانت متّبعة ؟ أو کانت للأهواء والشهوات یوم ذاک حکومة جبّارة هی تبطش‏وتقبض ، وهی ترفع وتخفض ، وهی ترتق وتفتق ، وهی تنقض وتبرم ، وهی تحلُ‏وتعقد .

 

لا یهمّنا البحث عن هذه کلّها بعد ما سمعت أُذن الدنیا حدیث السقیفة مجتمع‏الثویلة ، وقُرِّطت بنبأ تلک الصاخّة الکبرى‏ ، والتحارش العظیم بین المهاجرین‏والأنصار ، ( إذا وَقَعَتِ الوَاقِعَةُ * لَیْسَ لِوَقْعَتِها کَاذِبَةٌ * خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ )() .

 

ما عسانی أن أقول ؟ والتاریخ بین یدی الباحث یدرسه بأنّ کلّ رجل من سوادالناس یوم ذاک کان یرى الفوز والسلامة لنفسه فی عدم التحزّب بأحد من تلکم‏الأحزاب المتکثّرة ، وترک الاقتحام فی تلک الثورات النائرة ، وکانت الخواطر تهدِّده‏بالقتل مهما أبدى الشقاق ، أو التحیّز إلى‏ فئة دون فئة ، بعد ما رأت عیناه فِرند الصارم‏المسلول ، وسمعت أُذناه نداء محزّ .. یتوعّد بالقتل کلَّ قائل بموت رسول اللَّه ، ویقول ..... :

 

علاقمندان جهت ادامه مطالب به الغدیر جلد هفتم مراجعه نمایند ( سر فصل الغلو فی ابی بکر )

 

در جلد هفتم علامه امینی با سر فصلی با عنوان گزافه گویی ها درباره ابوبکر ( الغلو فی ابی بکر ) مطالبی را در نقد این شخصیت بیان می نمایند که جناب اسلامی از آن به تعریف و تمجید تعبیر نموده اند ...

 

خرده ای نمی توان گرفت ...ایشان عادت به  تحریف و  تهمت و... دارند

 

در ضمن:

 

 

 

دم از عزاداری ما برای ابا عبدالله الحسین می زنند!!!!!

 

 اگر برای حسین بن علی  علیهما السلام هم اقامه عزا نکینم همانطور که غدیر را ما دزدیدند عاشورا را هم می دزدیدند  و همانطور که می گویند  حضرت  فاطمه سلام الله علیها به شهادت نرسیده ،  می گفتند حسین بن علی هم به شهادت نرسیده است.

 

 در خانه اگر کس است یک حرف بس است

 

 و السلام علی من اتبع الهـــدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱٠
تگ ها : مناظره

مناظره- فوق العاده - مهم

بسم الله الرحمن الرحیم

چون قرار است در وبلاگ مناظره در میهن بلاگ با اهل تسنن مناظره ای صورت بگیرد لازم دیدم چون یکی از شرکت کنندگان در بحث هستم ، مطالبی را که آنجا نوشتم  اینجا هم بیان نمایم تا تحریفی صورت نگیرد:

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد لله رب العالمین و الحمد لله الاول بلا اول کان قبله و آلاخر بلا آخر یکون بعده.الذی قصرت عن رویته ابصار الناظرین و عجزت عن نعته اوهام الواصفین و هو فوق ما یصفه الواصفون.الصلاة و السلام علی افضل الانبیاء و خاتم السفراءُ العبد الموید و الرسول المسددُ المصطفی المحمود الامجدُ ابی القاسم محمدُ صلی الله علیه و آله و صحبه و سلم.

قبل از شروع مناظره به اطلاع همه عزیزان شرکت کننده در مناظره می رسانم :

حقیر سید سینا موسوی ُ نویسنده وبلاگ مناظرات بین شیعه و سنی هستم.در روز  یکسنبه ۳/۱۰/۸۵  صاحب وبلاگ اهل سنت جنوب در وبلاگ من کامنتی گذاشتند مبنی بر اینکه برای من ایمیلی ارسال نموده اند و ژس از آن کامنت دیگری گذاشتند که ایمیل اول اشتباه ارسال شده و ایمیل دوم متعلق به شماست.

علاقمندان به وبلاگ حقیر مراجعه نمایند و در صورت عدم مراجعه به وبلاگ این عکس را مشاهده فرمایید:

کامنت مدیر وبلاگ اهل سنت جنوب در وبلاگ مناظرات بین شیعه و سنی

البته بنده قبل از اینکه ایشان بفرمایند هردو ایمیل را دیده بودم.خیلی جالب بود ایمیل اول برای دوستان همفکر خودشان بود که اشتباها به ایمیل من فرستاده بودند.

 و اما متن این ایمیل جالب بود . ایشان فردی از شرکت کنندگان را ملعون و ... معرفی می فرمایند و ... دیگر بقیه اش را خودتان بخوانید.

اینم متن ایمیلی که اشتباها به آدرس من ارسال شد

 

آیا اینست معنای مناظره ای بدور از تعصب؟!!

خطابم به مدیر ولاگ  اهل سنت جنوب است :

برادر ! شما به کدامیک از حقوق شرعی خود یک شیعه را ملعون نام گذاری کرده و لقب می دهید ؟

 

حقیر سه مرتبه آمادگی  خود را جهت مناظره تلفنی را برای تنویر افکار عمومی اعلام داشتم و جوابی نفرمودید

در این گریز هم آمادگی مناظره را بصورت تلفنی اعلام می دارم.تا صدا ضبط گردد و به اطلاع عموم برسانیم.

ولی نتیجه این مناظره را هم به شما پیشاپیش می گویم :

شما فرد متعصبی هستید و اگر حق هم برای شما روشن شود نخواهید پذیرفت...ضرب المثل قشنگی هست که می گوید :

سالی که نکوست ، از بهارش پیداست

مناظره ای که قبل شروع آن شما شیعیان را ملعون می نامید ، عاقبتش معلوم است

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۸
تگ ها : مناظره

نقد بيانات مولانا نعمت الله !

گوشه هایی از سخنرانی جناب آقای « مولانا نعمت الله » در وبلاگ اهل سنت جنوب به چشمم خورد .

خیلی به وجد آمدم تا بر گوشه هایی از این سخنرانی نقدی داشته باشم.

امیدوارم مورد رضای حق جل و علا قرار بگیرد اگر چه دار فانی را وداع گفته اند و  حقیقت بر ایشان مکشوف گردیده است :

 اما گوشه هایی از سخنرانی این مرحوم به نقل از وبلاگ اهل سنت جنوب :

«بيانات حضرت مولانا نعمت الله (رحمة الله عليه )‌ در مسجد جامع مكي در تاريخ 3/4/84 به زبان بلوچي كه به فارسي برگردانده شد . ايشان در سخنانشان فرمودند امروز 1400 و اندي سال است كه از نزول قرآن مي گذرد ولي.....»

مرحوم نعمت الله میر بلوچ حسن آبادی

در ادامه این فرمایشات آمده است :

«اين قرآن معجزه زنده پيامبر اكرم ص است كه خداوند او را نازل كرده و پيامبر هر چه مي گويد از طرف خداوند است و ما ينطق عن الهوي ان هو الاوحي يوحي علمه شديد القوي اين پيامبر من خواهشات خود را براي شما بيان نمي كند آنچه كه نبي من مي گويد همه فرمايشات من خداوند است اينها وحي الهي است و جبرئيل امين از طرف من پيام به محمد مي آورد.
و خداوند متعال در كلامش مي فرمايد محمد رسول الله و عملكرد پيامبر او اين است كه انسانهايي را تربيت كرده كه در طبيعت آنها دو قدرت متضاد بوجود آورد كه با دشمنان سفت و سخت و با مومنان نرم هستند چرا كه خداوند فرموده كه مومن دوست الله است و كافر دشمن الله و رسولش است.
و خداوند فرموده هر كس دوست من است بايد با دشمنان سخت برخورد كند متاسفانه امروزه خيلي تلاش مي شود كه بين صحابه و اهل بيت رسول عداوت و دشمني برقرار شود اولين تهمت به صحابه اين است.
  بعضيها مي گويند كه دختر رسول الله را شهيد كرده اند اينها با اين حرفها در روز قيامت در مقابل خداوند چه چيزي مي خواهند بگويند نظرم به ماشيني افتاد كه بر پشتش نوشته بود لعن الله قاتليك يا فاطمه الزهرا با خودم گفتم خداوند واقعاً حليم است كه ولي او را لعنت كنند و او نگاه كند .
اگر حضرت عمر رض ظالم مي بود كه فاطمه الزهرا را شهيد كند پس چرا حضرت علي رض ده سال پشت سر ايشان نماز خواندند و امروز در روضة اطهر رسول الله رض كنارش دفن است.
مرحوم شيخ عباس قمي كه از مراجع تقليد به شمار مي آمدند در كتاب صفت المحدّثين در تيتر تاريخ چهارده معصوم عليهم السلام مي گويند :
فاطمه ‌الزهرا وفات كرده و عنوان كتاب اين است در تاريخ ولادت و وفات فاطمة الزهرا به خدا خورشيد خورشيد است و عمر بن الخطاب در اسلام مثل خورشيد تابان است چندين ميليون مسلمان در حال حاضر با او محبت مي كنند.
و فكر مي كنم از فرزندانشان هم بيشتر او را دوست داشته باشند و از همه بالاتر در آغوش محمد رسول الله است اگر نعوذ بالله حضرت عمر رض قاتل دختر رسول الله و همسر حضرت علي رض مي بود چگونه حضرت علي دختر فاطمة الزهرا را كه بنام زينب صغري ملقب به ام گلثوم است به عقد حضرت عمر رض در مي آورد .

 ايام انتخابات است و اين جمعه و جمعه گذشته وحدت ما را نشان مي دهد كه با يكپارچگي مي آييم و راي مي دهيم پس اي مردم دردل شما چيزي نيايد كه شايد چيزي شده خداوند را شايد مي گيرم كه اين تهمتي است كه به انسانهاي پاك زده مي شود برادران عزيز ما پرچم دار وحدتيم و دليل ما همين حاضر شدن در انتخابات است همان رئيس جمهور كه مكتب شيعه انتخاب كرده و ما به همان راي مي دهيم ولي ما مي گوييم كه اين كارها را نكنيد اين دلهاي ما را خنجر نزنيد اين را بدانيد كه به خاطر تلاش و كوشش عمر است كه ما امروز كلمه لا اله الا الله محمد رسول الله را به زبان مي آوريم . و آخر و دعوانا ان الحمد لله رب العالمين  »

در فرمایشات جناب مولانا نعمت الله چند نکته هست که بدان اشاره می گردد :

1         -  اين قرآن معجزه زنده پيامبر اكرم ص است كه خداوند او را نازل كرده و پيامبر هر چه مي گويد از طرف خداوند است و ما ينطق عن الهوي ان هو الاوحي يوحي علمه شديد القوي اين پيامبر من خواهشات خود را براي شما بيان نمي كند آنچه كه نبي من مي گويد همه فرمايشات من خداوند است اينها وحي الهي است و جبرئيل امين از طرف من پيام به محمد مي آورد.

2         -  بعضيها مي گويند كه دختر رسول الله را شهيد كرده اند اينها با اين حرفها در روز قيامت در مقابل خداوند چه چيزي مي خواهند بگويند ؟!

3         -  اگر حضرت عمر رض ظالم مي بود كه فاطمه الزهرا را شهيد كند پس چرا حضرت علي رض ده سال پشت سر ايشان نماز خواندند 

4         -  اگر حضرت عمر ظالم بود .... چرا امروز در روضة اطهر رسول الله رض كنارش دفن است؟!

5         -  مرحوم شيخ عباس قمي كه از مراجع تقليد به شمار مي آمدند در كتاب صفت المحدّثين در تيتر تاريخ چهارده معصوم عليهم السلام مي گويند :
فاطمه ‌الزهرا وفات كرد
؟!!!!

6         - اگر نعوذ بالله حضرت عمر رض قاتل دختر رسول الله و همسر حضرت علي رض مي بود چگونه حضرت علي دختر فاطمة الزهرا را كه بنام زينب صغري ملقب به ام گلثوم است به عقد حضرت عمر رض در مي آورد .؟؟!!

در پاسخ به این عالم جلیل القدر اهل تسنن  در بند اول باید بگویم :

الف : جناب نعمت الله ! اگر رسول اکرم واجب الاطاعه هستند و کلامشان جز وحی الهی نیست ( کمااینکه شیعه به این معتقد است ) پس چرا سفارش ایشان در روز غدیر مبنی بر دوستی علی ( و بقول شیعه مبنی بر ولایت علی ) پذیرفته نشد و ایشان مورد تعدی قرار گرفتند ؟

آیا خدا امر به دوستی علی نکرده بود ؟

آیا خدا علی را نمی شناخت که امر به دوستی وی کرده بود ؟

پس چرا چنین کسی تا شش ماه ( به قول اهل تسنن ) بیعت نمی کند و برای گرفتن بیعت از وی اورا دست بسته به مسجد می آورند ؟!! اینست معنای محبت به علی ؟؟

اگر رسول اکرم جز وحی سخن نمی گوید پس چرا خلیفه دوم اورا هذیان گو معرفی می کند ؟!

مدارک سب رسول اکرم توسط خلیفه دوم در کتب علمای شما مثل روز می درخشد که برخی از مدارک آن را ذیلا به عرض می رسانم. علاقمندان رجوع نمایند و مطالعه نمایند اگرچه در صحاح چاپ جدید این رسوایی ها سانسور گردیده است اما در نسخ قدیمی وجود دارد آنهم در چاب های متعدد و مختلف :

1-   صحيح بخاري (از معتبرترين صحاح ستة اهل سنت ج1/ص39، باب كتاب العلم ، ج 4 / ص 85 ، چاپ محمد علي صبيح و باب امكان وساطت و در خواست شفاعت از اهل ذمه ج 4 / ص 121 ، باب اخراج يهود از جزيره العرب ، ج 6/ص 11 ،‌باب نوشتن نامه توسط پيامبر به كسري و قيصر ،‌ج 7/ ص 156 ، باب قول مريض ، ج 9 / ص137  

2-     صحيح مسلم ، ج 5 / ص 75 ، چاپ دارالفكر بيروت باب ترك وصيت .

3-     مسند احمدبن حنبل ج 3/ص346 ، چاپ بيروت 

 همین سه سند در معتبرترین کتب شما کافیست جناب مولانا نعمت الله

لطفا نگویید که چنین نیست که در صحیح مسلم این مطلب بطور وضوح آمده است.

به نظر شما عبارت " انه لیهجر " چه معنایی می تواند داشته باشد جز هذیان گویی ؟

شما که اهل علم هستید و باید از من به معانی لغات واقف تر باشید .

مگر رسول اکرم نفرمودند :

لعن الله من تخلف عن جیش الاسامه الا فضل بن عباس و علی بن ابی طالب. پس جناب شیخین کنار بستر پیامبر چه می کردند ؟!

درباب بند اول به همین مختصر بسنده می کنم که نباید اهل شعار بود.وقتی عرصه شعار باشد خوب شعار می دهیم واما دریغ از حضور در عرصه عمل.شما را به عزت همان خلیفه ای که او را در آغوش پیامبر می دانید ، این اسناد را مطالعه بفرمایید .ضرر نخواهید کرد !

ادامه مطالب در پاسخ به مولانا نعمت الله را می توانید در پست بعدی وبلاگ بخوانید.

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۳
تگ ها :