پاسخ به وبلاگ فکر روشن

*************************** بسم الله الرحمن الرحیم*************************

                                                 

                                               برادرم سلام

فرا رسیدن عید نوروز را محضرتان تبریک عرض کرده برای شما و دیگر برادران اهل تسسنی همچون شما آرزوی  سلامتی دارم.

ان شا الله همواره موفق باشید. آشنائی با شما  جای بسی خوشحالیست  . امید وارم در آخر این مباحثات  در پیشگاه  حضرت حق شرمنده نباشیم.

عرایض را در چند بخش محضرتان عرضه می دارم:

1 : فرموده بودید: در ضمن عصبانی شدن همه جا نکوهیده و ناپسند نیست...

آری آنجا که شما مثال میزنید بیان قرآن در مقابل کفار است آیا ما را هم کافر فرض می کنید؟؟!!

2 : من اهل مغلطه هستم یا شما؟؟

از قرآن برایتان دلیل میآورم قبول نمی کنید .. از صحاح دلیل می آورم قبول نمی کنید... تاریخی بحث می کنم می گوئید نمی شود تاریخی بحث کرد.. شما که نسبت به قرآن ، صحاح خودتان و تاریخ این  همه بذل توجه دارید آیا می شود سخنان من را با دلیل از کتب مذهب خودم قبول کنید؟؟ تعجب می کنم اگر بگوئید : آری

من صحاح سما را مطلق قبول نکرده ام و این بدان معنا نیست که من کل مطالب صحاح را قبول ندارم.آنجا که  حقیقت گفته شود منکرش نخواهم بود اما آنجا که با قرآن و مستندات تاریخ اسلام منافات داشته باشد را قبول نخواهم کرد.

و اما اگر شما از کتب ما دلیل می خواهید بسیار فراوان در رد اعمال برخی صحابه رسول اکرم  روایت آمده است.... اگر هر شخصی تعصب نداشته باشد دلیلی از دلایل قرآن او را کفایت خواهد کرد.

آری

اگر من از صحاح شما دلیل می آورم بدان خاطر است که شما مطالب آنرا قبول دارید.

من اهل اهل مغلطه هستم یا شما ؟؟

سه بار است چه در مکاتبه شخصی و چه در وبلاگتان چند سوال را مطرح کرده ام اما از پاسخ به آن طفره می روید و همواره می گوئید بر فرض که چنان شده باشد و یا چنین اتفاقی افتاده باشد به ما چه مربوط .. او جواب اعمال خود را می دهد  و سخنانی امثال ایتها

برادرم تکیف خوذ را مشخص کنید  سخنان خود را بر اساس حق می زنید یا خیر ؟

آیا برای شما حقیقت گفته های بخاری در صحیح مسجل شده است یا خیر؟

جواب سوال مرا با سوال ندهید

هر گاه از شما سوال می کنم، حقیقت امهات المومنین  را برایم مثال می زنید....منکر آیات قرآن نخواهم شد اما مجبورم سخنان فقهای شما را نیز بیان کنم گرچه از بیان این مطالب شرم دارم اما از مستندات فقهی شماست.

آنچه امام مالک از فقهای شما در کتاب موطا آورده است آدمی را  به تحیر وا می دارد ... از بیان این مطالب شرم دارم  اما یکی از  کوچکترین  مسائلیست که فقط، قابل بیان می باشد.

از محضر تمام آنان که این مطلب را می خوانند عذر خواهی کرده  اما این مطلب همانیست که در کتب اهل سنت آمده است .

امام مالک در کتاب موطأ جلد دوم ص  ششصد و ششم باب رضاعة الکبیر آورده است :

« عایشه مردان را نزد خواهرش ام کلثوم و دختران برادرش می فرستاد  تا از آنها شیر  بخورند و آنگاه ام المومنین عایشه ،پس  از این شیر خوردن ، روبرو شدن با انها بدون حجاب را بر خود حلال می دانست » زیرا به نظر او با آنها محرم شده بود.

خطاب به همه ی روشن فکران !

خطاب به برادر عزیزم  در این وبلاگ فکر روشن !

برادر عزیزم ! فکر کنید این اتفاق برای یکی از زنان مومنین  بیفتد ..مردی بخواهد از او شیر بخورد تا به یکی از  افراد خانواده اش محرم شود در همین اثنای شیر خوردن همسر آن زن مومنه از راه برسد و ببیند مردی اجنبی  با سینه های همسرش  بازی کرده و از آن شیر می خورد  و همسرش بگوید به او شیر می دهم تا به ... محرم گردد ( فرزند من گردد)!!!!! و بدون هیچ مشکلی به نزد ما بیاید!!!!! مرد بیچاره باید تسلیم شود و بدعت ام المومنین عایشه را بپذیرد هر چند این کار بر وی سخت باشد. چاره ای جز تسلیم ندارد ...

 

نمی دانم فریاد این مصیبت را در کجا باید سر داد....حال  نظرات شرم آور نویسنده های صحاح که از گفتن آن شرم دارم پیشکش...

تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.....

 

آیا باید آیات قرآن را قبول کرد یا این مطالب زشت و سخیف را ......

کدام را قبول دارید ؟؟

آیا این هم  اجتهاد ام المومنین است ....

ایا این ام المومنین که می گوئید همان است که نظرات فوق را داده است؟؟

 ای کاش ذره ای بینش سیاسی داشتید تا بتوانید ذره ای از  رفتار ام المومنین عایشه را برای خودتان تفسیر کنید.

آری این شخص همان کسیت که همواره بغض علی و فاطمه سلام الله علیهما را در دل داشت و از آنها متنفر بود و این مطلب را بارها و بارها ذکر کرد.(مسند احمد بن حنبل ج6 ص 113 چاپ مصر)

ام المومنین عایشه همان کسیست که بر خلاف پیش بینی های رسول اکرم به جنگ با نفس پیامبر رفت

آیا میدانید نفس رسول اکرم کیست؟؟

شیعه و سنی در ایه مباهله اتفاق نظر دارند که تفسیر از نفس رسول اکرم همان وجود مقدس و نازنین مولی الموحدین علی علیه السلام می باشد... آیا جنگ عایشه با نفس رسول اکرم را منکر می شوید؟؟

آیا این نیز از مسائلیست که به نفع تاریخ تسنن نبوده و سانسور گردیده است؟؟

اگر دم از وعده خداوند به امهات المومنین به بهشت می دهید پس با داستانهای فوق چه می کنید؟؟

دلم می خواست شان نزول آیات سوره احزاب را می دانستید

شاید هم می دانید و انکار می کنید ؟؟!! چه فایده.... هر چه بگوئیم می گوئید بحت تاریخیست و من آنرا قبول ندارم ...

اما بگذارید بگویم.. حتی برای یک آگاه ضمیری که چراغ هدایت در دلش سو سو می کند..

آری...آیات سوره احزاب در جواب به طلحه ( همان که او را از عشره مبشره می دانید) ...که کفته بود : هرگاه محمد بمیرد، با عایشه دختر عمه ام ازدواج می کنم....نازل شده است

خداوند خواست بگوید همانطور که ازدواج با مادر برای شما حرام است ازواج با همسران پیامبر بر شما نیز حرام است.

 

مسلما حرفهایم را قبول نخواهید کرد و خواهید گفت:  هذا بهتان عظیم.

باشد..... هر چه شما می گوئید.

3 : چرا می گوئید هر چه بود 1400 سال پیش تمام شد.... عقیده شیعه اینست که هر گناهی که صورت می گیرد به خاطر همان حق خورده شده علی  می  باشد.

حدیثی از ابن عباس برایتان بخوانم می دانم می گوئید قبول ندارم

ابن عباس می گوید : از علی شنیدم که می گفت : اگر ابو بکر و عمر خلافت را غصب نکرده بودند. هیچ دو نفری با هم اختلاف نمی کردند... چه رسد به گناه کبیره.....

اگر ما سنگ حق غصب شده ی علی را به سینه می زنیم به همین خاطر است که چونان خیانتی عظیم و دو باره به اسلام صورت نگیرد.. به خاطر اینکه ابوبکر و عمر د ر حق ما نیز ظلمی عظیم  روا داشته اند و ....

برادر عزیزم! آیا وقت آن نرسیده کمی تامل کنید..

وبلاگ خود را فکر روشن نام می نهید  اما دریغ از ذره ای روشنفکری

4 : از عمر (رضی الله عنه) شهید نام بردم...اما این در مذهب شماست که وی به شهادت رسیده است و من چنین عقیده ای ندارم... همواره در طول بحث می خواهم از زبان شما صحبت کنم که از اول هم شاهد هستید که از کتب شما و مستندات علمای شما صحبت کردم

5 : اگر قرار بود در یک کشور به هر نظری عمل شود می بایست یهودی و مجوسی ها هم بتوانند کاندید ریاست جمهوری شود.

اگر قرار باشد در یک کشور به  تمام نظرهای اقلیت عمل شود سنگ روی سنگ بند نخواهد شد .. آیا در کشور آزادی مثل فرانسه یک مسلمان می توانند کاندید ریاست جمهوری شود؟؟

7 : سوره النصر هم اشتباها العصر تایپ شده بود اما اما العصر و النصر کجا      وبه سوره« النصر» فتح  گفتن کجا؟؟

والسلام 

 

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٢/٢۸
تگ ها : مناظره