پاسخ به کامنت ها در باب فدک ( قسمت اول )

در مطالبی که در متن کامنتها از قول یک سنی آمده است مطالبی هست که بدانها اشاره می شود . ایشان فرموده اند

 

1 -  سنت و اجماع بر این دلالت می کند که : پیامبران ارث باقی نمی گذارند.

 

پاسخ :سنت و اجماعی که بر خلاف قرآن مجید است ، دلیل شرعی برای عمل به آن نیست. در آیات متعدد قرآن در باب مسئله ارث بردن چه درباره انسانهای عادی و چه درباره انبیا سخن به میان آمده است. توجه شما را به تعدادی از این آیات جلب می نمایم . قضاوت با خوانندگان عزیز و آقایانی که بدون مطالعه قرآن حدیث جعل می کنند :

 

الف : یوصیکم الله فی اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین -  سوره  مدنی نساء آیه 11

 

ودراین خطاب عام ، اولین مخاطب ، رسول خداست .

 

پس اولا که مخاطب رسول خداست .

 

ثانیا خطاب عام است یعنی هم شامل پیامبران می شود وهم غیرایشان .

 

ب : وانی خفت الموالی من ورائی وکانت امرأتی عاقرا فهب لی من لدنک ولیا یرثنی ویرث من آل یعقوب واجعله رب رضیا سوره مکی مریم آیه 5

 

که به موجب همین آیه انبیاء را میراث می باشد وحدیث نحن معاشرالانبیاء ، تکذیب قرآن می کند.

 

در این مورد شبهه ایکه القا می شود به شرح ذیل می باشد که جهت تکمیل بحث به آن هم پاسخ داده می شود.

 

شبهه : مراد از ارث دراین آیات میراث نبوت وعلم است نه مال وغیرآن

 

پاسخ : این سخنی است که قبلا گمراهان دیگر نیزگفته اند واین دلیلی ندارد جز قلت عقل وکثرت جهل وعناد . زیرا که سلیمان بن داوود درحال حیات پدرعالم بود وپیغمبر گشت وشاهد ، نص قرآن است که می فرماید :

 

(( وداود وسلیمان اذ یحکمان فی الحرث اذنفشت فیه غنم القوم کنا لحکمهم شاهدین ففهمناها سلیمان وکلااتینا حکما وعلما )) و آیه  (( ولقد آتینا داود و سلیمان علماً))

 

میراث را برچیزی اطلاق می کنند که بعد از میت میان ورثه او تقسیم می شود ونبوت قابل قسمت نیست واگر اینگونه بود می بایست تمامی اولاد پیامبران نبی می شدند بلکه نبوت وحی الهی است

 

پس اینکه زکریا دردعای خود وارث نبوت ازخدا درخواست کرده باشد یعنی اینکه برضای خداوند قانع نباشد واین با مقام نبوت زکریا منافات دارد . وقتی نبوت به ارث نمی رسد و حکمی الهی است پس اگر زکریا جهت اینکه فرزندش بعد از وی نبوت به ارث ببرد از خداوند تقاضای فرزند کند او به حکم الهی راضی نبوده است و این مخالف مقام انبیاست.

 

اجماع اهل تفسیر برآنست که درآیه وانی خفت الموالی.

 

مراد از موالی پسران عمویند واگرمطلب دراین آیه درمورد وراثت نبوت باشد ، لازم می آید که زکریا ازخدا جانشین نبوت درخواست کرده باشد تا پسرعموهایش نبی نباشند یعنی زکریا بقضای الهی راضی نباشد وبرپسران عموحسد ورزیده است واین بامقام  انبیاء سازگار نیست . 

 

پس مراد از وراثت درآیات مذکور ، وارث نبوت بودن نیست بلکه مسائلی غیراز نبوت مطرح است وآنهم ارث بردن از پیامبران است توسط فرزندانشان .

 

حدیث ((النبی لایورث)‌) یا ((نحن معاشرالانبیاء لانورث))با نص صریح قرآن طبق آنچه گفتیم ، مخالفت دارد . وقتی آیه ((انک میت وانهم میتون)) نازل شد پیامبر برمنبر رفت واینگونه فرمود :

 

((ای یاران من بدانید برخی اصحاب بعداز من برمن دروغ می بندند وبرحسب مدعای خود حدیث وضع خواهند کرد. بدانید هرحدیثی که ازمن نقل شود وموافق قرآن نباشد برآن هیچ اعتباری نیست)

 

اینکه رسول خدا از خود چیزی به ارث باقی نمی گذارد با آیات متعدد قرآن در باب ارث مخالف است و یا پیامبر از قرآنی که مبلغ آن بوده بی خبر بوده و یا جاعل حدیث فوق العاده بی مطالع و بی سواد.

 

حالا بر فرض محال بر صحت حدیث که فرض محال ، محال نیست اینکه اگر مالی که باقی مانده ارث باشد، یک صورت پیش می اید و آن اینکه فاطمه طلب صدقه می کرده است . و آن یک نتیجه دارد که منطقی نیست :

 

صدقه ای که بربنی هاشم حرام است پس شما می گوئید حضرت فاطمه (العیاذبالله ) طلب مال حرام می کند واین سخن این مطلب را لازم  می آید که پیامبر حق رسالت خود را ادا نکرده باشد همان پیامبریکه از همان روزهای اول مأمور دعوت خویشاوندان وخانواده خود بود ( وانذرعشیرتک الاقربین ) آیا پیامبر به دختر خود ، داماد ونوه هایش این مطالب را که صدقه بربنی هاشم حرام است یادآوری نکرده بود و آیا خاندان وحی از این مطلب بی خبربودند وطلب مال حرام می کردند ؟!!!

 

فاطمه دارنده ومالک فدک بود وگفت: پیامبرفدک را درطول حیاتش بمن بخشید وسند آنرا نیز بمن داد« در مورد سند فدک ؛ وقتی پیامبر فدک را به حضرت زهرا  بخشید ، ورقه ای خواست و حضرت علی را طلبیده و فرمودند : « سند فدک را بعنوان بخشوده و هدیه ای از پیامبر به دخترش بنویس و ثبت کن » بحار الانوار جلد 21 / ص 23

 

»  با این حال ابوبکر گواه طلبید و شاهد خواست .

 

به موجب حکم شارع مقدس (ص ) که فرمود: «البینه علی المدعی والیمین علی من انکر» فاطمه صاحب مال بود وابوبکر ادعا می کرد که فدک مال مسلمین است دراین حال ، آیا ابوبکر طبق حدیث پیامبرباید از فاطمه شاهد می خواست یا می بایست  خودش شاهد بیاورد ؟

 

 

در ضمن می باید از گروهی شاهد بیاورد که در فدک حقی نداشته باشند. طبق گفته خود غاصبین ، فدک متعلق به تمام مسلمین است . با توجه به این مقدمه : کسانیکه مدعی حدیث «النبی لایورث » هستند باید شاهدانی بیاورند که در فدک حقی نداشته باشند یعنی هر شاهدی غیر از تمامی مسلمانان و تنها کسانی که در صدقه حقی ندارد بنی هاشم می باشند یعنی هر شاهدی غیر از تمامی مسلمانان و آنان کسانی نمی باشند جز بنی هاشم.

 

تا زمان پیامبر، عمّال فاطمه زهرا  سلام الله علیها در فدک کار میکردند و کسی متعرض آنها نمی شد. پس از پیامبر ، عمال فاطمه از فدک اخراج شدند.

 

حال توجه اذهان پویای حقیت را به این مطلب جلب می نمایم که : مال در دست فاطمه است وکسی که متعرض این مال می شود باید دلیل بیاورد. یعنی ابوبکر و سایر غاصبین. انهم شاهدی که در فدک حقی ندارد یعنی کسانی غیر از مسلمین.

 

سوال حقیر از تمام اذهان روشن و آگاه اینست که : آیا می دانند چرا فدک اینقدر برای حکومت آنزمان مهم بود ؟

 

پاسخ : مرحوم سید بن طاووس در کشف المحجة  درآمد فدک را مبلغ بالغ بر  24000 هزار دینار ( حداقل درآمد سالیانه فدک  که معادل میلغ دو میلیارد و یکصد و شصت میلیون تومان به  حساب امروز میشود یعنی ماهیانه مبلغ یکصد و شصت هزار میلیون تومان ) محاسبه کرده است. ابوبکر دید اگر این مبلغ در دست خانواده علی بن ابی طالب باشد ،  بر علیه انها با عوائدی فدک قیام می کنند پس بهترین فرصت دید که آنرا در اولین روزها از چنگ صاحبان اصلیش در آورد و در اختیار خود داشته باشد و بوسیله این درآمد عظیم ، زمام امور را به دست بگیرد.

 

چنین مبلغی برای شما وسوسه کننده نیست که در عین قدرت آنرا از دست صاحبش بیرون بیاورید ؟

 

و اما اینکه چرا اولاد علی فدک را پس نگرفتند ؟ قسمت دوم این مطلب خواهد بود که در هفته های آینده به اطلاع خواهد رسید .

 

لازم به ذکر است هم اکنون در کشور عزیزمان جمهوری اسلامی ایران بسر نمی برم و دوستانیکه از سالها پیش(تیر۸۳) از جریان بیماری من در وبلاگ مطلع هستند ، هم اکنون در کشور ایالات متحده به درمان مشغول هستم.

 

هر از گاهی که اوضاع جسمی مساعدی داشته باشم می نویسم. در طول این مدت فقط به کامنتهایی که ازتاریخ  اول ژآنویه 2007 در وبلاگ قرار گرفته پاسخگو خواهم بود که فکر کنم حدود 12 قسمت بشود.

 

در باب مریضی هم نمی خواستم جیزی بنویسم اما این بنده خدا دایم میگه چرا جواب نمی دی ، خواستم ایشون هم بدانند که اوضاع جسمی مساعدی ندارم.

 

پیشاپیش عید سعید غدیر را هم تبریک عرض می کنم

 

 

 

  
نویسنده : رئیس جمهور ; ساعت ٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱٧