آخرين تير

سه تا راس زندگی

تفکر                      توکل                                توسل

و توسل آخرين تير در ترکش ماست

آری ! آخرين تير

/ 36 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

آقای خوش تيپ / سلام / بعدهم خدارفتگون شما رو بيامرزه /يه بابائی بود به اسم علی شريعتی که اونهم عادت کرده بود بشينه و شاعرانگی رو در متن هاش دخالت بده غافل ازونکه دين يه مقوله ی کاملا علميه / ما مهندسا حتی ساده ترين تعاريفمون تو مقاله ها بايد از روی استاندارد در اومده باشه والا يه شاهی نمی ارزه حالا شما فیلمساز های جديد رو خدا عالمه !/ داداش اين حرفت رو رد نمی کنم اما بايد بگی رو چه اساس همين سه تا راسه؟ چرا کمتر نه؟ چرا بيشتر نه؟اگه اثبات کردی که سلمنا اصلا ما هم تو وبلاگمون می نویسیم اگه نه ؟!/ حتما هم می دونی که البینه علی المدعی / قربون آقا/ شب خوش

خادم المهدي

بسمک يا الله.....ايام شهادت ام ابيها ....زهرای اطهر (س ) را تسليت می گويم......سربلند و پيروز باشيد.....يا علی

رهرو

سلام عليکم و رحمه الله ....وبلاگتان زيبا و پرمحتواست ..اميد که لياقت شفاعت اهل بيت عليهم السلام را داشته باشيم... خدمت دوست عزيزی که می فرمايند دين مقوله ای کاملا علمی است و با احساسات شاعرانه کاری ندارد عرض می کنم که ائمه اطهار فرموده اند : هل الدين الا الحب ...آيا دين چيزی جز محبت و عشق است...موفق باشيد

حسين

سلام . پس من هميشه از رأس آخر شروع ميكنم .....

mohebe fatemeh(s)

سلام.چون الحمدلله در ايام فاطميه براي دستم مشكلي پيش اومده و فقط با يك دست ميتونم كار كنم(البته براي مدتي)كامنت همگاني مي ذارم.ككه بعد نگيد نمي آي سر بزني.و در ضمن مطمئنا وبلاگتون قشنگه كه من براتون كامنت مي ذارم.خدا خبرتون بده.التماس دعا......اللهم اجعل محياي محيا محمد و ال محمد و مماتي ممات محمد و ال محمد(ص)...........اللهم عجل لوليك الفرج

مهدي رسولي

سلام علي كل مسلم و مسلمه! ميخوام بگم اولا مخلص هر چي آدم نيز هستيم ديما مخلص هر چي مسلمون نيز هستيم سيما مخلص هر چي شيعه نيز هستيم چهارما مخلص هر چي سني نيز هستيم .چه فرقي ميكنه واقعا وقتي كه همه مون يه خدا داريم اگر حرف داريد به شيطان بزنيد مخصوصا بزرگش ! .ياحق.

الهدي

سلام.فرموده بوديد به روز نشده؟؟عرض کنم که به روز شد!!!ياعلی.ع.

نشسته به راه

سلام برادر خوب و گرامی ! ايام شهادت زهرای مرضيه را به شما شيعه مخلص تسليت می گم ... راستی مگه اون دوتا تير قبلی به هدف نخورده ؟؟؟

نشسته به راه

نگفتی مادر .... برايم نگفته بودی از درد پهلو و بازويت..... آنقدر چشم نگران پدر بودی که من انديشيدم از غصه غمهای پدر به بالين افتاده ای‍‍!

amin

راست ميگی والا/قلم قشنگی داری/وقت کردی به ماهم سر بزن